دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۳۰

مولوی
نی بی زر و زور شه سپه بتوان داشت نی بی دل و زهره ره نگه بتوان داشت
در سنگستان قرابه آنکس ببرد کز سنگ قرابه را نگه بتوان داشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش تدبیر، هوشمندی و آمادگی برای مواجهه با دشواری‌های زندگی سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه به امور کشورداری و زیستن، تأکید می‌کند که هر کاری ابزار، سرمایه و پشتوانه خاص خود را می‌طلبد و نمی‌توان بدون در نظر گرفتن ملزومات، انتظار نتیجه مطلوب داشت.

درونمایه کلی این سروده بر ضرورت تطبیق توانایی‌ها با سختی‌های مسیر تأکید دارد؛ همان‌گونه که لشکر‌داری بدون قدرت مالی و شجاعت ناممکن است، عبور از مسیرهای پرخطر نیز نیازمند دوراندیشی و محافظت از سرمایه‌های آسیب‌پذیر است.

معنای روان

نی بی زر و زور شه سپه بتوان داشت نی بی دل و زهره ره نگه بتوان داشت

بدون پشتوانه مالی و قدرت پادشاهی، نمی‌توان لشکر را اداره کرد؛ همان‌گونه که بدون دلیری و جسارت، نمی‌توان امنیت را در مسیرها برقرار ساخت.

نکته ادبی: زر و زور کنایه از ابزارهای مادی قدرت است و دل و زهره استعاره از شجاعت و جسارت قلبی. سپه مخفف سپاه است.

در سنگستان قرابه آنکس ببرد کز سنگ قرابه را نگه بتوان داشت

در سرزمینی که پوشیده از سنگ است، تنها کسی می‌تواند کوزه یا ظرف شیشه‌ای را به سلامت حمل کند که بداند چگونه آن را از ضربه سنگ‌ها حفظ کند.

نکته ادبی: قرابه ظرفی شیشه‌ای و آسیب‌پذیر است که در اینجا نماد سرمایه‌های حساس یا اهداف مهم است. سنگستان نماد مسیرها و شرایط سخت زندگی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه زر و زور

اشاره به ثروت و قدرت سیاسی و نظامی که برای اداره امور کشوری ضروری است.

استعاره قرابه

نماد جان، مال یا اهداف ارزشمندی که در مسیر ناهموار زندگی همواره در معرض خطر و آسیب هستند.

تناسب زر، زور، سپه

رعایت تناسب واژگانی در جهت تبیین فضای حماسی و کشورداری.