دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۲۶

مولوی
ناگاه بروئید یکی شاخ نبات ناگاه بجوشید چنین آب حیات
ناگاه روان شد ز شهنشه صدقات شادی روان مصطفی را صلوات

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تجلی ناگهانی و شگفت‌انگیز الطاف الهی و شکوفایی معنوی در جان آدمی است. شاعر با تصویرسازی از رویشی نو و جوششی از سرچشمه حقیقت، از رسیدن موهبتی آسمانی سخن می‌گوید که به ناگاه فضای وجود را دگرگون می‌سازد.

در ادامه، این بخشش و سخاوت که از جانب پادشاه حقیقی (حضرت حق) جاری گشته، موجب شادی و سرور روحی می‌شود؛ چنان که در پایان، این امر به درود فرستادن بر روان پاک پیامبر گرامی اسلام ختم می‌شود تا پیوند میان این رحمت الهی و آیین نبوی تبیین گردد.

معنای روان

ناگاه بروئید یکی شاخ نبات ناگاه بجوشید چنین آب حیات

به یک‌باره شاخه‌ای از قند و نبات (زیبایی و حلاوت روحانی) رویید و همزمان، چشمه‌ای از آب حیات (دانش و زندگی معنوی) از دل زمین جاری گشت.

نکته ادبی: شاخ نبات استعاره از محبوب یا جلوه جمال است و آب حیات کنایه از فیض و دانش الهی که جان را حیات می‌بخشد.

ناگاه روان شد ز شهنشه صدقات شادی روان مصطفی را صلوات

ناگهان از جانب پادشاه بی‌همتا (خداوند)، بخشش‌ها و صدقات فراوان جاری شد؛ پس برای شادمانیِ روحِ پاک پیامبر اسلام، صلوات و درود بفرستید.

نکته ادبی: شهنشه به معنای پادشاه پادشاهان و استعاره از خداوند است. کلمه روان در مصراع دوم به معنای روح و جان است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخ نبات

تشبیه زیبایی و حلاوتِ تجلی حق به شاخه‌ای از نبات که به سرعت و به طور غیرمنتظره رشد کرده است.

کنایه آب حیات

اشاره به فیض الهی و معرفتِ حقی که سبب زندگی ابدی و رشد معنوی می‌شود.

تکرار ناگاه

تکرار این واژه برای القای غافلگیرکننده بودن و سرعتِ وقوعِ این الطافِ الهی است.