دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۲۳

مولوی
می گرییم زار و یار گوید زرقست چون زرق بود که دیده در خون غرقست
تو پنداری که هر دلی چون دل تست نی نی صنما میان دلها فرقست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، حکایتِ دردمندانه و گلایه‌آمیزِ عاشقی است که در کوره گدازانِ عشق گرفتار آمده و از سوختن و ساختنِ خویش، نشانه‌ها بر جای نهاده است. شاعر با زبانی صریح، از بی‌مهری و کوته‌نظریِ معشوق سخن می‌گوید که رنجِ عمیق و اشک‌های خونینِ او را نه از سرِ صدق و سوزِ دل، بلکه از سرِ ریا و تظاهر می‌پندارد.

درونمایه اصلی این ابیات، تفاوتِ بنیادین در ظرفیتِ عاطفیِ انسان‌هاست. عاشق از اینکه معشوق، بی‌دردی و سردیِ خود را به همه تعمیم می‌دهد و احساساتِ صادقانه او را نادیده می‌گیرد، لب به اعتراض می‌گشاید. این شعر بازتابی از انزوای عاطفیِ عاشق است که در اوجِ صداقت، متهم به دروغگویی می‌شود.

معنای روان

می گرییم زار و یار گوید زرقست چون زرق بود که دیده در خون غرقست

من با تمام وجود و با صدای بلند گریه می‌کنم، اما معشوق این گریه را به ریا و تظاهر نسبت می‌دهد. اگر گریه من از روی فریب و نمایش بود، چگونه ممکن بود چشمانم از شدت اشکِ خونین، این‌چنین غرق در خون شده باشد؟

نکته ادبی: واژه «زرق» در متون کهن به معنای فریب، نیرنگ و تظاهر به کار می‌رود و در اینجا ناظر به اتهامِ دروغین بودنِ گریه عاشق است.

تو پنداری که هر دلی چون دل تست نی نی صنما میان دلها فرقست

تو گمان می‌کنی که همه انسان‌ها دلی مانند دلِ بی‌درد و سردِ تو دارند. نه، ای محبوبِ زیبا، سخت در اشتباهی؛ زیرا میانِ دلی که عاشق است و دلی که خالی از احساس است، تفاوت بسیاری وجود دارد.

نکته ادبی: «صنما» در ادبیات کلاسیک فارسی، استعاره‌ای از محبوب و معشوق زیباست که گاهی به دلیل سردی و بی‌تفاوتیِ ظاهری، به «بت» تشبیه می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چون زرق بود که دیده در خون غرق است

پرسشی که پاسخ آن منفی است و هدف از آن، اثباتِ نادرستیِ تهمتِ ریاکاری با استناد به شاهدِ عینی (چشمان غرق در خون) است.

استعاره صنما

به کار بردن واژه صنم (بت) برای اشاره به معشوق که دلالت بر زیبایی ظاهری و در عین حال سنگدلی او دارد.

تکرار نی نی

تکرار واژه برای تأکید بر انکارِ ادعای معشوق و نشان دادن جدیت و قطعیتِ پاسخِ عاشق.