دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۲۲

مولوی
میدان که در درون تو مثال غاریست واندر پس آنغار عجب بازاریست
هرکس یاری گرفت و کاری بگزید این یار نهانیست عجب یاریست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به درون‌کاوی و جستجوی گوهر وجودی انسان اشاره دارند. شاعر می‌گوید در باطن هر فرد، فضایی شبیه به غار نهفته است که در آن، هیاهویی از افکار و احساسات وجود دارد.

پیام اصلی این است که در حالی که مردم در دنیای بیرون به دنبال همراه و دلبستگی‌های مادی هستند، حقیقتِ همراهی و آرامش در درون خودِ انسان و در ارتباط با آن یگانه همراه نهان نهفته است که والاترینِ یاران است.

معنای روان

میدان که در درون تو مثال غاریست واندر پس آنغار عجب بازاریست

بدان که در باطن و عمق وجود تو، فضایی شبیه به یک غار مخفی وجود دارد که پشت آن، هیاهو و جنب‌وجوشی عجیب از تفکرات و اشتغالات ذهنی برقرار است.

نکته ادبی: مثال غاریست تشبیهی است که نشان‌دهنده عمق و خفاست؛ بازار استعاره از آشفتگی و فعالیت‌های ذهنی است.

هرکس یاری گرفت و کاری بگزید این یار نهانیست عجب یاریست

همه مردم در این دنیا، کسی را به عنوان دوست و یاور انتخاب کردند و به کاری مشغول شدند، اما آن دوستی که در درون و پنهان از چشم‌ها قرار دارد، همراهی شگفت‌انگیز و بی‌نظیر است.

نکته ادبی: یار نهانی استعاره از حقیقتِ درون یا خداوند است؛ بگزید از مصدر گزیدن به معنای انتخاب کردن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره غار و بازار

شاعر وجودِ درونی انسان را به غار به دلیل نهان بودن و فعالیت‌های ذهنی را به بازار به دلیل شلوغی و تکاپو تشبیه کرده است.

تضاد غار و بازار

تقابلِ سکون و خلوتِ غار با هیاهو و شلوغیِ بازار، نشان‌دهنده پیچیدگی جهانِ درونی انسان است.