دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۱۶

مولوی
من آن توام کام منت باید جست زیرا که در این شهر حدیث من و تست
گر سخت کنی دل خود ار نرم کنی من از دل سخت تو نمیگردم سست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتاب‌دهنده پیوند عمیق و تعهدِ بی‌قید و شرط عاشق به معشوق است. شاعر با اشاره به مشهور بودنِ نامِ او و معشوق در دیار خویش، بر این باور است که پیوندِ میان آنان حقیقتی آشکار و انکارناپذیر است.

در بخش دوم، شاعر با بیانی استوار، تأکید می‌کند که ثبات قدم او در مسیرِ عشق، تابعی از نوساناتِ رفتاریِ معشوق نیست؛ چه معشوق با مهربانی (نرمی) رفتار کند و چه با نامهربانی (سختی)، ذره‌ای از اراده و وفاداری عاشق کاسته نخواهد شد.

معنای روان

من آن توام کام منت باید جست زیرا که در این شهر حدیث من و تست

من متعلق به تو هستم، پس سزاوار است که در پی خواسته و مراد من باشی؛ چرا که در این شهر، تنها چیزی که بر سر زبان‌هاست، داستان عشق من و توست.

نکته ادبی: «کام» در اینجا به معنای مراد و آرزو است و «حدیث» در ادبیات کلاسیک به معنای داستان یا نقل قولی است که میان مردم شایع شده است.

گر سخت کنی دل خود ار نرم کنی من از دل سخت تو نمیگردم سست

چه دلِ خود را نسبت به من سخت و سنگین کنی و چه آن را با مهربانی نرم سازی، من به خاطر سنگدلی تو در عشقم سست نمی‌شوم و از میدان عاشقی بیرون نمی‌روم.

نکته ادبی: «سست شدن» در این بیت، کنایه از ضعف در عزم و اراده و عقب‌نشینی از پیمانِ محبت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد سخت و نرم

تقابل میان قساوتِ قلب (سختی) و مهربانی (نرمی) برای نشان دادنِ بی‌اثر بودنِ واکنش‌های معشوق بر تصمیم عاشق.

کنایه حدیثِ من و تست

اشاره به این‌که رابطه عاشق و معشوق به قدری آشکار است که بر سر زبان‌های مردم افتاده است.

مراعات نظیر دل، سخت، سست

به‌کارگیری واژگانی که همگی حول محور حالات قلبی و عاطفیِ عاشق و معشوق هستند.