دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۱۴

مولوی
مستی ز ره آمد و بما در پیوست ساغر می گشت در میان دست بدست
از دست فتاد ناگهان و بشکست جامی چه زند میانهٔ چندین مست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از یک محفل بزم و شادی را ترسیم می‌کنند که با ورود سرخوشی و مستی آغاز می‌شود و با شکستنِ ناگهانیِ ظرفِ شراب به پایان می‌رسد. شاعر در این کوتاه سخن، ضمن توصیفِ فضای صمیمانه و پرهیاهوی مجلس، ناپایداریِ فرصت‌های خوش و شکنندگیِ ظواهرِ مادی را در دنیایی که سرشار از بی‌خبری و غفلت است، به تصویر می‌کشد.

مضمون اصلی، گذرا بودنِ لحظاتِ خوش است. شکسته شدنِ جام در میانِ گروهی از افراد مست، استعاره‌ای از نابودیِ آنچه برای ما عزیز است، در تندبادِ حوادث و غفلت‌های روزگار است که در آن، جان و مالِ آدمیان همچون شیشه‌ای نازک در معرضِ خطر قرار دارد.

معنای روان

مستی ز ره آمد و بما در پیوست ساغر می گشت در میان دست بدست

سرخوشی و مستی از راه رسید و با ما همراه شد، در همان حال جام شراب در مجلس بین افراد دست به دست می‌گشت.

نکته ادبی: مستی در اینجا می‌تواند استعاره‌ای از غلبه‌ی احساسات و کنار رفتنِ پرده‌های عقل باشد. واژه‌ی دست به دست گشتن نیز به کثرت و استمرارِ گردشِ شراب در میانِ اهلِ مجلس اشاره دارد.

از دست فتاد ناگهان و بشکست جامی چه زند میانهٔ چندین مست

ناگهان جام از دست رها شد و شکست. در میان این همه مست و بی‌خبر، جامِ شیشه‌ایِ آسیب‌پذیر چه امیدی به بقا و ماندگاری دارد؟

نکته ادبی: جمله پرسشی جامی چه زند، پرسشی انکاری است که بر ناتوانی و زوال‌پذیری تأکید دارد. همچنین کلمه مست، هم به معنای لغوی (خمر خورده) و هم به معنای کنایی (غافل از واقعیت) به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه جامی چه زند

پرسشی انکاری است که بر بی‌ارزشی و شکنندگیِ مادیات در برابرِ هجومِ حوادث دلالت دارد.

تناسب مستی و ساغر

تناسب میانِ مستی، ساغر و شکستنِ جام، فضایِ یک مجلسِ عیشِ ناپایدار را برای مخاطب ملموس می‌کند.