دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۱۲

مولوی
مست است دو چشم از دو چشم مستت دریاب که از دست شدم در دستت
تو هم به موافقت سری در جنبان گر زانکه سر عاشق هستی هستت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده فضای عاشقانه و شوریدگیِ مفرط است که در آن عاشق، مغلوبِ جاذبه‌ی نگاهِ معشوق شده و در آستانه‌ی از دست دادنِ خویشتن است. شاعر در این قطعه، با بیانی التماس‌گونه و پراحساس، از معشوق می‌خواهد که به حالِ پریشانِ او توجه کند و با نشان دادنِ کوچک‌ترین اشاره‌ای از مهر، او را از دریای بی‌خودی و حیرت برهاند.

درونمایه‌ی اصلی این سخن، توصیفِ مستی‌آور بودنِ چشمِ معشوق و تسلیمِ مطلقِ عاشق در برابر اوست؛ به گونه‌ای که هستیِ عاشق تنها در گروِ تأییدِ معشوق است.

معنای روان

مست است دو چشم از دو چشم مستت دریاب که از دست شدم در دستت

چشمان من در اثر نگریستن به چشمان مست و افسونگر تو، دچار حیرت و بی‌خودی شده است؛ دریاب که من به سبب عشق تو، عنان اختیار از کف داده‌ام و در بندِ عشقِ تو اسیر شده‌ام.

نکته ادبی: عبارت از دست شدن کنایه از بیقرار شدن و از دست دادن توانایی و اراده است.

تو هم به موافقت سری در جنبان گر زانکه سر عاشق هستی هستت

اگر تو واقعاً منشأ و دلیلِ هستیِ منِ عاشق هستی، پس برای همراهی و ابرازِ موافقت با من، سری تکان بده و نشانه‌ای از توجه نمایان کن.

نکته ادبی: سر جنبانیدن در اینجا کنایه از تأیید، رضایت و نشان دادن توجه به عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه از دست شدم

به معنای از دست دادنِ اختیار و کنترلِ خود در برابر عشق است.

کنایه سر در جنبان

اشاره به نشان دادنِ توجه و تایید به عاشق توسط معشوق.

جناس و تکرار مست

تکرار واژه مست برای تأکید بر تأثیرِ متقابلِ نگاهِ دو نفر بر یکدیگر.