دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۰۶

مولوی
ماه عید است و خلق زیر و زبر است تا فرجه کند هرآنکه صاحب نظر است
چه طبل زنی که طبل با شور و شر است زان طبل همی زند که آن خواجه کراست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه با نگاهی انتقادی و طنزآلود، فضای جامعه را در زمانه‌ی عید به تصویر می‌کشد؛ زمانی که هیجان ظاهری و هیاهوی مردم، دستاویزی برای گذران وقت و فرجه‌جویی اهل نظر است.

در این میان، شاعر با استفاده از تمثیلِ طبل‌زنی، به نقدِ حاکمان یا افرادی می‌پردازد که تنها با هیاهو و فریادهای بلند به خود می‌آیند، چرا که از درکِ مفاهیمِ ظریف‌تر و منطقی عاجزند.

معنای روان

ماه عید است و خلق زیر و زبر است تا فرجه کند هرآنکه صاحب نظر است

تا هر آن‌کس که اهلِ دیدن و بصیرت است، فرصتی برایِ تماشا و آسودگی یابد.

نکته ادبی: فرجه به معنای فرصت، گشایش و اوقات فراغت است که برای صاحبانِ اندیشه، موقعیتی مغتنم به شمار می‌رود.

چه طبل زنی که طبل با شور و شر است زان طبل همی زند که آن خواجه کراست

دلیلِ آنکه او این‌چنین با شدت طبل می‌کوبد این است که اربابِ او کر است و جز صدای بلند، چیزی را نمی‌شنود.

نکته ادبی: خواجه در اینجا استعاره از صاحب‌منصب یا فردی است که به دلیل بی‌توجهی یا نادانی، حقیقتی را درک نمی‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه زیر و زبر

به معنای تلاطم و هیاهوی بسیار که کنایه از شور و حال جامعه در ایام عید است.

استعاره خواجه کر

کنایه از صاحب‌اختیار یا حاکمی که نسبت به حقایق و ظرایف بی‌توجه و ناشنواست.