دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۴۰۱

مولوی
لطف تو جهانی و قرانی افراشت وین تعبیه های خود به چیزی ننگاشت
یک قطره از آن آب در این بحر چکید یگدانه ز انبار در این صحرا کاشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش ذات باری‌تعالی و تبیین حکمت خلقت سروده شده‌اند. شاعر بر این باور است که جهان، نه حادثه‌ای بی‌هدف، بلکه تجلی لطف و تدبیر الهی است که با دقتی حیرت‌انگیز پدید آمده است.

در این نگاه، هستی همچون قطره‌ای از دریای بی‌کرانِ حقیقتِ خداوند و دانه‌ای از گنجینه‌ی بی‌‌پایانِ او در پهنه‌ی گیتی کاشته شده است تا عظمت خالق را در مقیاسی کوچک‌تر به نمایش بگذارد.

معنای روان

لطف تو جهانی و قرانی افراشت وین تعبیه های خود به چیزی ننگاشت

لطف و عنایتِ بی‌کرانِ تو، جهانی عظیم و دورانی سرنوشت‌ساز را پدید آورد و این سازوکارِ پیچیده و چیدمانِ هنرمندانه‌ی خلقت را بیهوده و بی‌هدف بر صفحه‌ی هستی ترسیم نکرد.

نکته ادبی: واژه «تعبیه» به معنای چیدمان و تدبیرِ آگاهانه است. «قران» در اینجا علاوه بر معنای نجومی (مقارنه‌ی ستارگان)، استعاره از زمان و عهد و دوران است.

یک قطره از آن آب در این بحر چکید یگدانه ز انبار در این صحرا کاشت

از آن دریایِ بی‌پایانِ حقیقتِ تو، تنها قطره‌ای در این دریایِ هستی فرو چکید و از گنجینه‌ی علم و قدرتِ تو، دانه‌ای در این صحرایِ پهناورِ گیتی کاشته شد.

نکته ادبی: «بحر» و «صحرا» در اینجا استعاره از عالم مادی و خلقت است که در برابر حقیقت مطلق، محدود و کوچک به نظر می‌رسند.

آرایه‌های ادبی

استعاره قطره و دانه

اشاره به روح یا حقیقت الهی که در کالبد جهان مادی دمیده شده است.

تضاد بحر و قطره

نشان‌دهنده تفاوت میان عظمت حقیقت مطلق و محدودیت عالم خلق.

کنایه ننگاشت

اشاره به حکمت و هدف‌مندی در آفرینش که مانع از هرگونه بی‌هودگی در هستی است.