دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۹۶

مولوی
کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست هم کودکی از کمال خیزد شک نیست
گر زانکه پدر حدیث کودک گوید عاقل داند که آن پدر کودک نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ خردمندی و تواضعِ بزرگان می‌پردازد و تأکید دارد که فروکاستنِ سطحِ گفتار و رفتار برای هم‌نشینی با فرودستان، نشانه‌یِ ضعف نیست، بلکه عینِ کمال است.

شاعر با استفاده از تمثیلِ پدر و کودک، این نکته‌یِ دقیقِ تربیتی و عرفانی را القا می‌کند که فردِ دانا برای هدایت و ارتباط با دیگران، عالمانه خود را به سطحِ مخاطب می‌رساند و این رفتار، گواه بر پختگیِ جانِ اوست.

معنای روان

کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست هم کودکی از کمال خیزد شک نیست

اینکه فردی بزرگ‌منش، خود را به سطحِ یک کودک می‌آورد و رفتاری کودکانه از او سر می‌زند، باعثِ کوچک شدن و تحقیرِ شخصیتِ او نمی‌شود.

نکته ادبی: «بزرگ» در اینجا به معنایِ انسانِ بلندمرتبه و صاحبِ کمال است و «کوچک» اول به معنایِ کودکانه و «کوچک» دوم به معنایِ حقیر است.

گر زانکه پدر حدیث کودک گوید عاقل داند که آن پدر کودک نیست

در حقیقت، این تواناییِ هم‌سویی با کودک و پایین آمدن از جایگاهِ والایِ خود، ریشه در کمال و بلوغِ فکری آن بزرگ دارد و تردیدی در این نیست.

نکته ادبی: «کمال» در اصطلاح عرفانی و اخلاقی به معنایِ پختگی و تمامیِ شخصیت است که قدرتِ انعطاف و درکِ مراتبِ پایین‌تر را به فرد می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) کوچک بودن بزرگ

تضاد ظاهری میان بزرگی مقام و رفتارهای کودکانه که در باطن نشانه‌یِ قدرتِ روح است.

تمثیل پدر و کودک

استفاده از رابطه‌ی طبیعی پدر و فرزند برایِ تبیینِ رابطه‌ی میانِ عالم و جاهل یا پیر و مرید.