دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۹۲

مولوی
گفتند که شش جهت همه نور خداست فریاد ز حلق خاست کان نور کجاست
بیگانه نظر کرد بهر سو چپ و راست گفتند دمی نظر بکن بی چپ و راست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر به پارادوکسِ حضورِ همه‌جانبه‌ی خداوند در عینِ ناتوانیِ انسان در درکِ آن می‌پردازد. شاعر با اشاره به شش جهت (جهان مادی)، یادآور می‌شود که حقیقت، آشکارتر از آن است که در جایی خاص پنهان باشد، اما ذهنِ محدودِ انسان، اسیرِ دیدنِ ظواهر است.

پیامِ مرکزیِ اثر، دعوت به عبور از دیدگاهِ دوگانه و محدودِ مادی است. نویسنده تأکید می‌کند که برای درکِ مطلق، باید نگاهِ فیزیکی و مقید به مکان را کنار نهاد و با دیده‌ی جان نگریست، چرا که حقایقِ معنوی با چشمِ سر و در چهارچوبِ جهات قابل رویت نیستند.

معنای روان

گفتند که شش جهت همه نور خداست فریاد ز حلق خاست کان نور کجاست

به ما گفتند که در سراسر عالم و در تمامی جهات، جلوه‌های نورِ خداوند جاری است. اما جانِ جست‌وجوگر که اسیرِ دیدن با چشمِ ظاهر است، به فریاد آمد که اگر همه‌جا نورِ خداست، پس چرا من آن را نمی‌بینم و این نور کجاست؟

نکته ادبی: شش جهت در ادبیات عرفانی نمادی از ابعاد و محدودیت‌های جهانِ مادی است که مانع از درکِ بی‌چونیِ خداوند می‌شود.

بیگانه نظر کرد بهر سو چپ و راست گفتند دمی نظر بکن بی چپ و راست

شخصِ غافل و بی‌خبر، با چشمِ سر به هر سو (چپ و راست) نگریست تا به دنبالِ نشانی از خدا باشد. به او توصیه کردند که برای یافتنِ حقیقت، باید لحظه‌ای دیدن با معیارهای مادی و دوتایی (چپ و راست) را رها کنی تا بتوانی حقیقتِ واحد را دریابی.

نکته ادبی: واژه بیگانه کنایه از سالکی است که هنوز به مقامِ معرفت نرسیده و گرفتارِ حجابِ محسوسات است.

آرایه‌های ادبی

نماد شش جهت

نمادِ جهانِ مادی و محدودیت‌های فیزیکی برای درکِ حقیقتِ متعالی.

تضاد چپ و راست با بی چپ و راست

تقابل میانِ نگاهِ محدودِ مادی و نگاهِ شهودی و فراگیرِ عارفانه.

کنایه بیگانه

اشاره به کسی که هنوز به اسرارِ معنوی راه نیافته و با حقیقت احساسِ غریبگی می‌کند.