دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۸۴

مولوی
گفتا که شکست توبه بازآمد مست چون دید مرا مست بهم برزد دست
چون شیشه گریست توبهٔ ما پیوست دشوار توان کردن و آسان بشکست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی کشاکش همیشگی میان عقل و زهد با شور و مستی در فضای عاشقانه و عارفانه است. شاعر در این قطعه به سهولتِ لغزشِ آدمی از مسیرِ زهد و دشواریِ استقامت در عهد و پیمان اشاره دارد و فضایی از بازگشتِ ناگزیر به دامنِ مِی و معشوق را ترسیم می‌کند.

مضمونِ محوری، نقدِ توبه‌هایی است که نه بر اساسِ باورِ راسخ، بلکه بر پایه‌ی اضطرار بوده و با کوچک‌ترین وسوسه یا تلنگری از سوی معشوق یا نمادهای مِی، فرو می‌ریزند. این نگاهِ واقع‌گرایانه، تضاد میانِ «سختیِ ساختن» و «آسانیِ شکستن» را در حوزه‌ی اخلاقی و عاطفی برجسته می‌سازد.

معنای روان

گفتا که شکست توبه بازآمد مست چون دید مرا مست بهم برزد دست

آن محبوب یا معشوق گفت: کسی که توبه کرده بود، دوباره مست و بیخود بازگشته است و چون مرا در این حالِ مستی و بیخودی دید، با شگفتی یا تحسین، دست‌هایش را به هم زد و واکنشی نشان داد.

نکته ادبی: واژه «مست» در اینجا نمادِ بی‌خودی و از دست دادنِ کنترلِ عقلانی در برابر عشق یا شراب است.

چون شیشه گریست توبهٔ ما پیوست دشوار توان کردن و آسان بشکست

هنگامی که شیشه شراب به صدا درآمد (گریست)، توبه ما نیز به کلی فراموش شد یا بر باد رفت؛ چرا که نگه داشتنِ پیمان و توبه کاری است بسیار دشوار، اما شکستنِ آن بسیار آسان است.

نکته ادبی: «شیشه گریستن» استعاره‌ای از ریختنِ شراب است که به مثابهِ صدای گریه شیشه انگاشته شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد دشوار توان کردن و آسان بشکست

تضاد میان صفت‌های «دشوار» و «آسان» برای نشان دادنِ ناپایداریِ توبه در برابرِ وسوسه.

استعاره شیشه گریست

نسبت دادنِ گریستن به شیشه شراب که کنایه از باز شدنِ درِ میخانه و ریختنِ شراب است.