دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۸۳

مولوی
گفتا که بیا سماع در کار شده است گفتم که برو که بنده بیمار شده است
گوشم بکشید و گفت از اینها بازآی کان فتنه هردو کون بیدار شده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای کلی این ابیات، گفتگویی میان دو شخصیت است که یکی نماد دعوت به خوش‌گذرانی و دیگری نماد کناره‌گیری و رنجوری است. شاعر در این فضای پرکشمکش، تقابل میان شور و مستیِ ظاهری و اندوهِ درونی را به تصویر می‌کشد.

پیام اصلی، هشدار نسبت به فتنه‌ها و آشوب‌های جهانی است که آرامش را از دو عالم سلب کرده است؛ بنابراین، دعوت به هوشیاری و دوری از مشغولیت‌های دنیوی، محور اصلی این گفت‌وگو را تشکیل می‌دهد.

معنای روان

گفتا که بیا سماع در کار شده است گفتم که برو که بنده بیمار شده است

مخاطب مرا به مجلس رقص و سماع فراخواند، اما من به او گفتم که از من دور شو، زیرا که گرفتار رنج و ناخوشی شده‌ام و مجال همراهی با تو را ندارم.

نکته ادبی: واژه «سماع» در بافت عرفانی به معنای شنیدن موسیقی و رقص است، اما در اینجا نمادی از دعوت به هیاهوی دنیوی است. «بیمار» نیز استعاره‌ای از گرفتاری روحی یا دوری از نشاط ظاهری است.

گوشم بکشید و گفت از اینها بازآی کان فتنه هردو کون بیدار شده است

او مرا تنبیه کرد و گفت از این دلبستگی‌ها دست بشوی و بازگرد، چرا که آن آشوب و فتنه‌ای که تمام هستی را در بر می‌گیرد، دوباره برانگیخته شده است.

نکته ادبی: ترکیب «هردو کون» در زبان کهن به معنای دنیا و آخرت است و وسعت تأثیر فتنه را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

کنایه گوشم بکشید

کنایه از تذکر، نصیحت یا تنبیه برای بیدار کردن از غفلت.

استعاره سماع

نمادی از مشغولیت‌های دنیوی و دعوت به لذت‌جویی‌های پرشور.

تضاد بیا و برو

بازتاب‌دهنده تقابل درونیِ میانِ کشش به سوی هیاهو و میل به سکون و تنهایی.