دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۷۶

مولوی
گر دف نبود نیشکر او دف ماست آخر نه شراب عاشقی در کف ماست
آخر نه قباد صف شکن در صف ماست آخر نه سلیمان نهان آصف ماست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف نوعی استغنا و بی‌نیازیِ معنوی می‌پردازد. او بر این باور است که تمام آنچه انسان برای کمال، شادی و قدرت نیاز دارد، نه در بیرون، بلکه در درونِ خودِ او نهفته است. اگر ابزارهای ظاهریِ شادی و نشاط وجود ندارند، شیرینیِ جان و جوهره‌ی درونیِ انسان جایگزین آن‌هاست.

علاوه بر این، شاعر با اشاره به چهره‌های اساطیری و تاریخی، بر این نکته تأکید می‌کند که قدرت، خرد و مدیریتِ الهی نیز در باطنِ سالکِ راه حقیقت حضور دارد. در واقع، این ابیات دعوتی است به خودشناسی و درکِ این حقیقت که تمامیِ کمالاتِ بیرونی، بازتابی از حقیقتِ درونیِ انسان هستند.

معنای روان

گر دف نبود نیشکر او دف ماست آخر نه شراب عاشقی در کف ماست

مگر نه این است که ما سرمست از شرابِ عشق الهی هستیم که همواره در اختیار ماست و ما را از هر شرابی بی‌نیاز می‌کند؟

نکته ادبی: شراب عاشقی استعاره از فیض و جذبه‌های عرفانی است که باعث بی‌خودی و مستی روح می‌شود.

آخر نه قباد صف شکن در صف ماست آخر نه سلیمان نهان آصف ماست

آیا آن حکمت و پادشاهیِ سلیمان که آصف (وزیرِ دانای او) تدبیر می‌کرد، به شکلِ پنهانی در درونِ ما و راهنمایِ ما نیست؟

نکته ادبی: اشاره به سلیمان و آصف؛ نمادِ حکمت، تدبیر و سلطنتِ باطنی که در نهانِ وجودِ انسان نهفته است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح قباد، سلیمان، آصف

ارجاع به شخصیت‌های تاریخی و اساطیری برای یادآوری قدرت، حکمت و مدیریت باطنی.

استعاره شراب عاشقی

تشبیه شور و حالِ قلبی و جذبه‌ی عرفانی به شراب که باعث سرمستی می‌شود.

پرسش انکاری آخر نه...

استفاده از استفهام انکاری برای تثبیتِ وجودِ این توانمندی‌های درونی در جان مخاطب.