دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۷۳

مولوی
گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت
یک ذره نگر که پای در عشق بکوفت وان ذره جهان شد که دو عالم بگرفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش نیروی رهایی‌بخش عشق می‌پردازد. شاعر معتقد است که عشق، پناهگاهی استوار در برابر هجوم غم‌های عالم است و عاشقان حقیقی، فارغ از رنج‌های دنیوی، به آرامشی دست می‌یابند که سایرین از آن محروم‌اند.

همچنین این اثر بر دگرگونی وجودی انسان عاشق تأکید دارد؛ جایی که یک فردِ کوچک و ناتوان، با پای‌فشاری در طریقت عشق، چنان وسعتی در روح می‌یابد که به بزرگیِ کلِ هستی می‌رسد و هر دو عالم را در جانِ خود جای می‌دهد.

معنای روان

گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت

اگر تمام جهان را اندوه فرا بگیرد، کسی که با استواری و عزم راسخ به دامان عشق چنگ زده است، از هرگونه غم و غصه‌ای در امان خواهد بود.

نکته ادبی: آفاق جمع افق به معنای کرانه‌ها و جهان است؛ محکم گرفتن کنایه از استقامت در عهد و پیمان یا پیوند عمیق قلبی است.

یک ذره نگر که پای در عشق بکوفت وان ذره جهان شد که دو عالم بگرفت

به آن ذره‌ی ناچیز نگاه کن که با صلابت در راه عشق گام نهاد؛ همان ذره چنان بزرگ و والا شد که کل هستی و هر دو جهان را در وجود خود تسخیر کرد.

نکته ادبی: پای کوفتن در اینجا به معنای ثابت‌قدمی و مقاومت در راهی دشوار است. ذره نماد انسانِ کوچک و فانی است که به کمالِ ابدی می‌رسد.

آرایه‌های ادبی

تضاد غم و بی‌غم

تقابل میان وجودِ غم در آفاق و مصونیت عاشق از آن، برتریِ جایگاه عشق را برجسته کرده است.

کنایه پای کوفتن

کنایه از استقامت و پایداری در مسیر دشوارِ عشق‌ورزی.

نمادپردازی ذره و جهان

بهره‌گیری از ذره برای نشان‌دادن کوچکیِ انسانِ خاکی و تبدیل‌شدنِ او به جهان برای نشان‌دادنِ عظمتِ روحانیِ عاشق.