دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۶۶

مولوی
عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت
چون در سرشان جایگه پند ندید پای همه بوسید و ره خویش گرفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، تقابلِ همیشگی میان عقل مصلحت‌اندیش و شورِ عاشقان را به تصویر می‌کشد. شاعر با شخص‌انگاریِ خرد، آن را در مقام واعظی می‌بیند که قصد هدایت عاشقان را دارد، اما در نهایت، در برابر عظمتِ بی‌منطقِ عشق، سر تسلیم فرود می‌آورد و از میدانِ عشق‌ورزان بیرون می‌رود.

مضمون اصلی، ناتوانیِ استدلال‌های عقلی در حریمِ عشق است. عقل در ابتدا می‌کوشد با نصیحت یا حتی ایجاد مانع، عاشق را از راهش باز دارد، اما در نهایت، با درکِ حقیقتِ وجودیِ عاشق، به جای تقابل، راهِ صلح و احترام پیش می‌گیرد و از سرِ تواضع، پایِ عاشقان را می‌بوسد و راهِ خود را در پیش می‌گیرد.

معنای روان

عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت

عقل آمد تا عاشقان را نصیحت کند و راه درست را به آن‌ها نشان دهد، اما چون دید حرف‌هایش خریدار ندارد، در مسیرِ آنان نشست و رفتاری مانندِ راهزنان در پیش گرفت تا شاید بتواند آن‌ها را از پیمودنِ راهِ عشق باز دارد.

نکته ادبی: «کیش گرفتن» در اینجا به معنای در پیش گرفتنِ آیین و روشی خاص است و «رهزنی» استعاره از ایجاد مانع و مزاحمتِ عقل در مسیرِ بی‌منطقِ عشق است.

چون در سرشان جایگه پند ندید پای همه بوسید و ره خویش گرفت

زمانی که عقل دریافت در ذهن و وجودِ عاشقان، جایی برای پذیرشِ پند و اندرزهای او نیست (چرا که سرشار از عشق است)، از سرِ تسلیم و احترام، قدم‌های عاشقان را بوسید و از آنان فاصله گرفت و راهِ خودش را در پیش گرفت.

نکته ادبی: «پای بوسیدن» کنایه از اعتراف به شکست، تسلیم شدن در برابرِ مقامِ بالاتر و ادای احترام است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت

شاعر به عقل که مفهومی انتزاعی است، ویژگی‌های انسانی بخشیده و آن را در هیئتِ واعظی دانسته که راه می‌رود و تصمیم می‌گیرد.

کنایه پای همه بوسید

کنایه از تسلیم شدن، احترام گذاشتن و اعتراف به برتریِ جایگاهِ مخاطب (عاشقان) نسبت به جایگاهِ عقل است.

تضاد عقل و عاشقان

تقابلِ میانِ عقل (منطق و حساب‌گری) و عاشقان (احساس و شوریدگی) که زیربنای معناییِ شعر است.