دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۶۵

مولوی
عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست و این طرفه که بار ما فزون از خر ماست
آنجا که جمال و حسن آن دلبر ماست ما در خور او نه ایم و او درخور ماست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تبیینِ جایگاهِ دشوار و رازآلودِ عشق در نهادِ آدمی می‌پردازند. شاعر از تناقضی سخن می‌گوید که در آن، وسعتِ اشتیاقِ عاشق بسیار فراتر از ظرفیتِ وجودی اوست و این سنگینیِ عشق، فراتر از تاب و توانِ آدمی است.

در بخش دوم، شاعر به نسبتِ میان عاشق و معشوق می‌پردازد که در آن، تضادی میانِ کوچکیِ عاشق و بزرگیِ معشوق دیده می‌شود؛ با این همه، این رابطه‌ای است که در آن، دو سوی رابطه در عینِ نابرابری، با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند.

معنای روان

عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست و این طرفه که بار ما فزون از خر ماست

عشق و اشتیاقی که در جان ما جای گرفته، بسیار فراتر از وسعتِ وجودی و ظرفیت ماست و نکته شگفت‌انگیز اینجاست که بارِ سنگینِ این عشق، از توان و قدرتِ جسم و جان ما بیشتر است.

نکته ادبی: واژه طرفه به معنای شگفت‌آور و عجیب است. خر در اینجا استعاره از توانایی‌های محدود مادی و جسمانی است که توانِ کشیدنِ بارِ گرانِ عشق را ندارد.

آنجا که جمال و حسن آن دلبر ماست ما در خور او نه ایم و او درخور ماست

در برابرِ زیبایی و کمالِ آن معشوق، ما در حد و اندازه او نیستیم؛ با این حال، به گونه‌ای تناقض‌آمیز، او تنها کسی است که شایسته ما و همراهِ دلِ ماست.

نکته ادبی: در خور به معنای شایسته و لایق است. تقابلِ در خورِ او نبودن و در خورِ ما بودن پارادوکسی ایجاد کرده که بیانگر تفاوتِ جایگاهِ عاشق و معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه بار ما فزون از خر ماست

خر استعاره از توان و نیروی محدود بشری است که در برابرِ بار که همان عشقِ بی‌کران است، ناتوان جلوه می‌کند.

پارادوکس (تضاد) ما در خور او نه ایم و او درخور ماست

بیانِ هم‌زمانِ کوچکیِ عاشق در برابر کمالِ معشوق و در عین حال، پیوندِ وجودی آن‌ها، که تضادی زیبا و عرفانی را پدید آورده است.