دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۵۶

مولوی
شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست در دیده بد امروز میان دلهاست
در دل چو خیال خوش نشست و برخاست نی نی که ز دل نرفت هم در دل ما است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر گذار از دیدار فیزیکی و ظاهری معشوق به حضور باطنی و قلبی تأکید دارند. شاعر بیان می‌دارد که اگرچه نشانی از خانه و جایگاه بیرونیِ معشوق نمانده است، اما آن نور و فروغ وجودش، اکنون در دریچه چشم و عمق جان جای گرفته است.

در این فضای عرفانی، خیالِ معشوق نه یک مهمان گذرا، بلکه همدمی همیشگی است. شاعر در پیِ انکارِ تصورِ دوریِ معشوق برآمده و با تأکیدی مکرر، ماندگاریِ حضور او را در ژرفای دلِ خود تثبیت می‌کند.

معنای روان

شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست در دیده بد امروز میان دلهاست

آن روشنایی و معشوقی که پیش‌تر در این مکان حضور داشت، اکنون کجاست؟ (دیگر در ظاهر نیست)، اما امروز او را در چشمان خود می‌بینم و در میان قلب‌ها جای گرفته است.

نکته ادبی: واژه "بدی" به معنای "بود" (ماضیِ فعل بودن) است که از ویژگی‌های زبانیِ کهن است.

در دل چو خیال خوش نشست و برخاست نی نی که ز دل نرفت هم در دل ما است

این حضورِ دلنشین، گویی همچون خیالی شیرین در دل نشست و برخاست (گویی گذرا بود)؛ اما خیر، چنین نیست؛ او از دل نرفته و همچنان در قلب ما ماندگار است.

نکته ادبی: تکرار واژه "نی نی" به عنوان ابزار تأکید برای ردِ قاطعانه احتمالِ جدایی معشوق به‌کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شمع

اشاره به معشوق که همچون شمع، روشنایی‌بخشِ کانونِ دل است.

تأکید نی نی

تکرارِ نفی برای زدودن هرگونه شک در ماندگاریِ حضور معشوق.

استفهام انکاری خانه کجاست

پرسشی برای بیان فقدانِ فیزیکی و ظاهریِ معشوق در محیط بیرونی.