دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۵۵

مولوی
شمشیر ازل بدست مردان خداست گوی ابدی در خم چوگان خداست
آن تن که چو کوه طور روشن آید نور خود از او طلب که او کان خداست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر جایگاه والای اولیای الهی و مردانِ حقیقت در نظام هستی تأکید دارد. شاعر بیان می‌کند که قدرتِ نفوذ و تسلط بر امورِ عالم، که از سرچشمه‌ی ازلی نشأت می‌گیرد، در دستِ کسانی است که خود را در اراده‌ی حق فانی کرده‌اند و به مقامِ بندگیِ محض رسیده‌اند.

در ادامه، بر لزومِ پیروی از عارفان و کاملانی که وجودشان مانندِ کوه طور، تجلی‌گاهِ نورِ معرفتِ الهی است، تأکید می‌ورزد. این افراد به دلیلِ اتصال به منبعِ لایزالِ حق، خود به معدنِ فیض تبدیل شده‌اند و راهنمایِ حقیقی برای جویندگانِ راهِ سعادت هستند.

معنای روان

شمشیر ازل بدست مردان خداست گوی ابدی در خم چوگان خداست

قدرتِ شکست‌ناپذیر و سرنوشتِ ازلی، در اختیارِ مردانِ خدا قرار دارد و چرخه‌ی امورِ جهان، تابعِ اراده و تدبیرِ پروردگار است.

نکته ادبی: شمشیر ازل استعاره از قدرتِ مطلق است و گوی و چوگان استعاره‌ای برای چگونگی هدایت و تسلط بر امورِ عالم است.

آن تن که چو کوه طور روشن آید نور خود از او طلب که او کان خداست

کسی که وجودش همچون کوه طورِ سینا، سرشار از نورِ تجلیاتِ الهی است، بهترین راهنما برای توست؛ پس هدایت و نورِ معرفت را از او بخواه، زیرا او کانون و معدنِ صفاتِ خداوند است.

نکته ادبی: کوه طور تلمیحی به داستان حضرت موسی است که نشان‌دهنده‌ی اوجِ مقامِ قرب و روشناییِ باطنی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شمشیر ازل

قدرت و نفوذِ خدادادی که از ازل تعیین شده است به شمشیر تشبیه شده تا نشانگر قاطعیتِ آن باشد.

تلمیح کوه طور

اشاره به داستان حضرت موسی (ع) و محل تجلی نور الهی که نمادِ کمالِ معرفت و نزدیکی به خداوند است.

کنایه گوی در خم چوگان

تمثیلی برای تحتِ کنترل بودن و انقیادِ امورِ جهان در برابر اراده‌ی خداوند.

استعاره کانِ خدا

مردانِ خدا به معدنی تشبیه شده‌اند که سرشار از نور و صفاتِ حق است.