دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۳۷

مولوی
روزی ترش است و دیدهٔ ابرتر است این گریه برای خندهٔ برگ و بر است
آن بازی کودکان و خندید نشان از گریهٔ مادر است و قبض پدر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی به نظام هستی و چرخهٔ رنج و لذت، بیانگر آن است که برای رسیدن به ثمرات شیرین و دستاوردهای درخشان در زندگی، ناگزیر باید از گذرگاه رنج‌ها و سختی‌ها گذشت. در حقیقت، هر شادی و شکوفایی، مرهونِ فداکاری‌ها و مرارت‌هایی است که در گذشته کشیده شده است.

شاعر با تصویرسازی از فضای خانواده، تضاد میان رنجِ والدین و شادیِ فرزندان را به گونه‌ای هوشمندانه به تصویر می‌کشد تا اهمیت ایثار و پاداشِ ناشی از آن را در بستر زندگی روزمره بازنمایی کند.

معنای روان

روزی ترش است و دیدهٔ ابرتر است این گریه برای خندهٔ برگ و بر است

گاهی روزگار با سختی و تلخی همراه است و چشمان آدمی از اندوه، گریان می‌شود؛ اما باید دانست که این گریه و دشواری، مقدمه‌ای برای شادابی و به ثمر رسیدنِ آرزوها و کامیابی‌های زندگی است.

نکته ادبی: ابرتر به معنای ابری‌تر و کنایه از اشک‌بار بودن است و برگ و بر استعاره از نتیجه و میوه کار و دستاورد است.

آن بازی کودکان و خندید نشان از گریهٔ مادر است و قبض پدر است

شادی و بازی‌های کودکانه، همواره ریشه در اشک‌های مادر و سختی‌های معیشتی و تنگناهای پدر دارد؛ به عبارت دیگر، آرامش و خنده‌ی فرزندان، مدیونِ ایثار و جان‌فشانی‌های پنهانِ والدین است.

نکته ادبی: قبض در اینجا به معنای تنگنای مالی یا سختی کار است که در تضاد با راحتی و خنده قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) گریه و خنده، ترش و خنده

این واژه‌ها در تقابل معنایی با یکدیگر قرار دارند تا عمق رنج و سرانجام شیرین آن را نشان دهند.

استعاره روزی ترش، برگ و بر

روزی ترش استعاره از روزِ سخت است و برگ و بر استعاره از دستاورد و ثمره‌ی زندگی.