دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۲۷

مولوی
دل در بر هر که هست از دلبر ماست هرجا جهد این برق از آن گوهر ماست
هر زر که در او مهر الست است و بلی در هر کانی که هست آن زر زر ماست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نگاه وحدت‌گرایانه و عرفانی به جهان هستی است؛ به این معنا که تمامی موجودات و دل‌های تپنده در عالم، بازتابی از ذات یگانه معشوق (خداوند) هستند و هیچ جدایی حقیقی میان آفریده و آفریدگار وجود ندارد.

شاعر تأکید می‌کند که جان آدمی با پیمان ازلی پیوند خورده است و در هر کالبدی که باشد، دارای اصالت و ارزش است؛ زیرا آن گوهرِ خدایی در نهاد همه انسان‌ها به ودیعه گذاشته شده است.

معنای روان

دل در بر هر که هست از دلبر ماست هرجا جهد این برق از آن گوهر ماست

هر قلبی که در سینه هر انسانی می‌تپد، در حقیقت متعلق به معشوق (خداوند) است. هر کجا که این جلوه و نور الهی درخشیدن می‌گیرد، سرچشمه‌اش همان ذات یگانه است.

نکته ادبی: واژه 'برق' استعاره از تجلیِ نورِ حق و 'گوهر' استعاره از ذاتِ الهی است.

هر زر که در او مهر الست است و بلی در هر کانی که هست آن زر زر ماست

هر وجود ارزشمندی که بر خود مهر عهد و پیمانِ ازلی (روز الست) را دارد، در هر کالبد و جایگاهی که یافت شود، متعلق به سرچشمه اصلی ماست.

نکته ادبی: اشاره به آیه «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» در قرآن که نماد عهد پیشین انسان با خداست. 'کان' استعاره از کالبد مادی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره برق

تشبیه جلوه و نور الهی به برق که ناگهان می‌جهد و می‌درخشد.

تلمیح مهر الست و بلی

اشاره به داستان قرآنیِ عالمِ ذر و پیمانِ نخستین میان خدا و انسان.

مجاز و نمادپردازی زر

استفاده از 'زر' به عنوان نمادِ روحِ انسانی که به دلیل دارا بودنِ فطرتِ الهی، ارزشمند و گران‌بهاست.