دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۲۳

مولوی
دلدار ز پرده ای کز آن سوسو نیست می گفت بد من ارچه آتش خو نیست
چون دید مرا زود سخن گردانید کو آن منست این سخن با او نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضای شاعرانه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن، گفتگو میان عاشق و معشوق با حائلی در میان است. معشوق در پی آن است که هیبتی خشمگین به خود بگیرد، اما در نهادِ خویش چنین نیست. کشمکش میان تظاهر به دوری و حقیقتِ پیوندِ قلبی، بن‌مایه‌ی اصلی این اثر است.

این ابیات بر لحظه‌ی غافلگیری و تغییر لحن معشوق تمرکز دارد. نگاه معشوق به عاشق، چنان قدرتی دارد که منطقِ سرد و خشمگینِ پیشین را در هم می‌شکند و با درکِ پیوندِ عمیق، سخن را به مسیری دیگر می‌برد که نشان از تعلقِ خاطر و پنهان‌کاری برای حفظ حریم این عشق دارد.

معنای روان

دلدار ز پرده ای کز آن سوسو نیست می گفت بد من ارچه آتش خو نیست

معشوق از پشت پرده‌ای که نوری شفاف و غیرمبهم دارد با من صحبت می‌کرد و می‌گفت من آدم بدی هستم، هرچند که در واقع ذاتاً تندخو و آتشین‌مزاج نیستم.

نکته ادبی: سوسو در اینجا به معنی نور ضعیف و لرزان است و نفیِ آن نشان از وضوحِ پرده دارد. آتش‌خو صفتی برای توصیف کسی است که زود خشمگین می‌شود.

چون دید مرا زود سخن گردانید کو آن منست این سخن با او نیست

به‌محض اینکه مرا دید، بلافاصله کلامش را تغییر داد؛ گویی در دل می‌گفت این شخص متعلق به من است و این حرف‌های تند و تلخ برای او نیست.

نکته ادبی: سخن گردانیدن کنایه از تغییر موضوع یا لحن کلام است. واژه کو مخفف که او است که به هویتِ متعلقِ معشوق اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه سخن گردانیدن

به معنای تغییر دادنِ موضوع صحبت و عوض کردنِ موضعِ فکری یا گفتاری در لحظه است.

استعاره پرده

نمادی از حائل میان عاشق و معشوق است که مانعِ دیدنِ مستقیم یا بیانِ بی‌واسطه‌ی حقیقت می‌شود.

تضاد بد و آتش‌خو (در مفهوم منفی)

شاعر با نفیِ آتش‌خویی، صفاتِ خشنِ منتسب به معشوق را تعدیل می‌کند و تناقضی میان گفتار و ذاتِ او می‌سازد.