دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۲۰

مولوی
دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست اما دل و معشوق دو باشند خطاست
معشوق بهانه است و معبود خداست هرکس که دو پنداشت جهود و ترساست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم یکپارچگی در محبت و باور به یگانگی حقیقت تأکید دارند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل اعضای بدن، نشان می‌دهد که اگرچه در عالم ماده کثرت و تعدد اعضا امری طبیعی است، اما در ساحتِ عشق و ایمان، تنها یگانگی است که اصالت دارد.

مفهوم کلیدی این سروده، توحید و وحدت وجود است. شاعر معتقد است که هرگونه تعلق خاطری که انسان به زیبایی‌های این دنیا دارد، در نهایت باید به سرچشمه اصلی یعنی خداوند بازگردد و دیدنِ دوگانگی میان معشوق زمینی و معبود حقیقی، نشان از غفلت و دوری از حقیقتِ توحید دارد.

معنای روان

دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست اما دل و معشوق دو باشند خطاست

داشتنِ دو دست و دو پا و دو چشم در خلقت انسان، امری طبیعی و پذیرفته‌شده است؛ اما اینکه انسان در دلِ خود دو معشوق داشته باشد یا دو دل برای دوست داشتن داشته باشد، اشتباه و نادرست است.

نکته ادبی: واژه «روا» در اینجا به معنای جایز، شایسته و طبیعی است و بر ضرورت تمرکز عاطفی در عشق اشاره دارد.

معشوق بهانه است و معبود خداست هرکس که دو پنداشت جهود و ترساست

معشوقِ زمینی تنها وسیله و بهانه‌ای برای رسیدن به حقیقت است و معبودِ حقیقی، تنها خداوند است. هرکس که میانِ معشوق و معبود تفاوتی قائل شود و آن‌ها را دوگانه بپندارد، در راهِ شناختِ یگانگی خداوند دچارِ کج‌فهمی شده است.

نکته ادبی: عبارت «جهود و ترسا» در اینجا به عنوان تمثیلی برای دیدگاه‌های غیرتوحیدی یا دوگانه‌انگارانه به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد دست و پا و چشم در برابر دل

مقایسه کثرتِ اعضای ظاهری با وحدتِ ضرورتِ قلبی برای تأکید بر یکتاییِ عشق.

تلمیح جهود و ترسا

اشاره به پیروان ادیان دیگر در ادبیات کلاسیک برای تأکید بر عدمِ درکِ کاملِ وحدانیت در مقابل باورِ توحیدی.

واج‌آرایی دستت دو و پایت دو و چشمت دو

تکرار صامت‌های «د» و «ت» که موسیقی درونیِ بیت را تقویت کرده و بر شمارش و تعددِ اعضای بدن تأکید دارد.