دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۳۱۶

مولوی
درنه قدم ار چه راه بی پایانست کز دور نظاره کار نامردانست
این راه زندگی دل حاصل کن کاین زندگی تن صفت حیوانست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این کلام، شاعر بر اهمیتِ عمل‌گرایی و برتریِ روح بر جسم تأکید دارد. او راه سلوک و زندگیِ اصیل را مسیری دشوار می‌داند که تنها با قدم برداشتن و شجاعت در عمل طی می‌شود، نه با تماشا و تردید از دوردست. در نگاهِ شاعر، زندگیِ مبتنی بر نیازهای صرفاً جسمانی، هم‌تراز با حیاتِ حیوانی است و از این رو، دعوت می‌کند تا با تمرکز بر حقیقتِ وجودی انسان یعنی «دل»، از سطحِ نیازهای غریزی فراتر رفته و به کمال برسیم.

معنای روان

درنه قدم ار چه راه بی پایانست کز دور نظاره کار نامردانست

حتی اگر مسیر طولانی و بی‌انتها به نظر می‌رسد، قدم در راه بگذار؛ زیرا نظاره‌گر بودن از دور، تنها شایسته کسانی است که اراده‌ای سست دارند و اهلِ کارزار نیستند.

نکته ادبی: واژه «درنه» فعل امری از «نهادن» به معنای قرار دادن است و «نامرد» در اینجا به معنای شخصی که فاقدِ همتِ عالی و شجاعتِ لازم برای سلوک است به کار رفته است.

این راه زندگی دل حاصل کن کاین زندگی تن صفت حیوانست

در مسیر زندگی، به دنبالِ تعالیِ قلب و جان باش؛ چرا که زندگی‌ای که تنها محدود به امور جسمانی باشد، در شأنِ انسان نیست و صفتی حیوانی محسوب می‌شود.

نکته ادبی: تضاد میان «دل» به معنای مرکزِ ادراک و جان، و «تن» به معنای کالبدِ مادی، نشان‌دهنده برتری ارزش‌های معنوی بر نیازهای غریزی است که با تشبیه زندگیِ تن‌محور به حیاتِ حیوانی همراه شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره راه

اشاره به مسیرِ سلوکِ معنوی و مراحلِ تکاملِ انسانی در زندگی.

تضاد دل و تن

تقابل میان ارزش‌های متعالیِ روحی و نیازهای غریزیِ جسمانی برای برجسته کردنِ اولویتِ معنویت.

تشبیه صفت حیوان

مانند کردنِ زندگیِ صرفاً مادی به زندگیِ حیوانات برای نشان دادنِ پستیِ آن و لزومِ تعالی‌جویی.