دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۹۱
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عاشقانه و ستایش بیحد و حصر معشوق است. شاعر با زبانی صریح و بیپیرایه، یگانگی و برتری مطلق معشوق را در عالم هستی به تصویر میکشد و تأکید میکند که تمامی زیباییها و جلوههای دلربایی در جهان، بازتابی از وجود درخشان اوست.
درونمایه کلی شعر، توحید در عشق و ستایش معشوق است که در آن عاشق، تمام هستی خود را در برابر محبوب میبیند و هیچ سرگرمی یا دلبستگی برتر از تماشای رخسار یار نمیشناسد.
معنای روان
هرگز چنین نیست که در جهان یاری بهتر از تو وجود داشته باشد و هیچ کاری زیباتر و ارزشمندتر از تماشای رخسار تو نیست.
نکته ادبی: حاشا به معنای نفی قاطعانه و دور بودن است. یاری در اینجا به معنای معشوق و همراه است.
در هر دو جهان، تو تنها محبوب و یار من هستی و اگر در هر جای این عالم، نشانهای از دلربایی میبینی، همگی بازتابی از نور و پرتو وجود توست.
نکته ادبی: واژه بسی در اینجا فعل ربطی به معنای هستی است. پرتو استعاره از تجلی وجود معشوق در کائنات است.
آرایههای ادبی
به کارگیری این واژه برای نفی قاطعانه وجود رقیب یا بهتر از معشوق.
تشبیه تمام زیباییهای عالم به نور و انعکاسی از وجود معشوق.
اشاره به دنیا و آخرت برای وسعت بخشیدن به دامنه عشق شاعر.