دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۸۵

مولوی
چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست بر چنگ ترانه ای همی زد شبها است
کیم بر تو غزلسرایان روزی وان قول مخالفش نمی آید راست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار فضایی موسیقایی و عاشقانه را ترسیم می‌کنند که در آن پیوند میان هنر و زیبایی به تصویر کشیده شده است. نوازنده‌ای زیباروی با ساز خود شب‌هنگام در حال نغمه‌سرایی است که فضایی از انس و الفت را پدید می‌آورد.

در بخش دوم، شاعر با لحنی متواضعانه به تقابل میان خود و معشوق یا شرایط موجود می‌پردازد. او در مقام قیاس، ناتوانی خویش را در سرودن غزل برای معشوقی که ساز مخالف می‌زند، بیان می‌کند و این ناهمخوانی، درون‌مایه‌ای از حسرت و بیگانگی را القا می‌نماید.

معنای روان

چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست بر چنگ ترانه ای همی زد شبها است

آن نوازنده چنگ که همچون بت زیباروی است و ساز چنگش بسیار خوش‌نواست، شب‌ها بر ساز خود نغمه و ترانه‌ای سر می‌داد.

نکته ادبی: واژه چنگی به معنای نوازنده چنگ و صنم استعاره از معشوق زیباروی است.

کیم بر تو غزلسرایان روزی وان قول مخالفش نمی آید راست

من کی هستم که بخواهم روزی برای تو غزلسرایی کنم، در حالی که آن قول و نغمه مخالف تو با گفته‌های من هماهنگ نمی‌شود و به نتیجه نمی‌رسد.

نکته ادبی: قول مخالف در موسیقی اصطلاحی است برای دستگاهی که با مقام اصلی همخوانی ندارد و اینجا کنایه از ناسازگاری معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره صنم

استعاره از معشوق زیباروی که پرستیدنی است.

کنایه قول مخالف

در اصطلاح موسیقی به نغمه‌ای غیرهم‌ساز گفته می‌شود که کنایه از عدم تفاهم و ناسازگاری است.

تناسب چنگ، ترانه، نواست، غزلسرایان، قول

بهره‌گیری از واژگان حوزه موسیقی برای فضاسازی هنری.