دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۸۳

مولوی
چشم تو ز روزگار خونریزتر است تیر مژهٔ تو از سنان تیزتر است
رازی که بگفته ای بگوشم واگوی زانروی که گوش من گرانخیزتر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بر محوریت ستایشِ قهرآمیزِ معشوق و تسلیمِ عاشق استوار است. شاعر با استفاده از تصاویرِ کلاسیک و اغراق‌های ادبی، چشم‌های معشوق را نیرومندتر از تقدیر و روزگارِ خون‌ریز می‌داند که به جای آرامش، برای عاشق به ارمغان‌آورنده رنج و مرگ است.

در بخش دوم، لحن شعر از شکوه به سوی نجوا و درخواست تغییر می‌کند. عاشق با فروتنی از معشوق می‌خواهد که کلام یا رازِ نهفته‌اش را دوباره بر زبان آورد، چرا که گویی در درکِ آن اشارتِ اولیه، ناتوان بوده یا آن کلام به قدری شیرین و مبهم بوده که نیازمندِ تکرار است.

معنای روان

چشم تو ز روزگار خونریزتر است تیر مژهٔ تو از سنان تیزتر است

چشمانِ تو از حوادثِ خون‌بارِ روزگار نیز بی‌رحم‌تر و کشنده‌تر است؛ همچنین تیرِ نگاه یا مژه‌های تو از نوکِ نیزه در دریدن و نفوذ، تیزتر و برنده‌تر است.

نکته ادبی: واژه «سنان» به معنای نوکِ نیزه است و استفاده از آن، فضای حماسی و رزمی را در توصیفِ معشوق وارد می‌کند.

رازی که بگفته ای بگوشم واگوی زانروی که گوش من گرانخیزتر است

آن رازی را که به من گفتی، دوباره برایم بازگو کن؛ زیرا گوشِ من در شنیدن و دریافتِ سخنانِ تو سنگین و کند است و نتوانستم آن را به‌خوبی دریابم.

نکته ادبی: عبارت «گران‌خیز» در اینجا کنایه از سنگینیِ شنوایی یا کند بودنِ ادراکِ شنیداری است.

آرایه‌های ادبی

اغراق و تشبیه چشم تو ز روزگار خونریزتر است

تشبیه چشم معشوق به عاملی مرگبارتر از تقدیر و روزگار که نشان از قدرت تخریبی نگاه معشوق دارد.

تشبیه تیر مژه

مژه‌ها به دلیل تیزی و قابلیت نفوذ در جان عاشق، به تیر تشبیه شده‌اند.

کنایه گوش من گرانخیزتر است

کنایه از سنگینی گوش یا ناتوانی در دریافت سریع و دقیق سخنِ معشوق.