دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۷۸

مولوی
جانی که به راه عشق تو در خطر است بس دیده ز جاهلی بر او نوحه گر است
حاصل چشمی که بیندش نشناسد کو را بر رخ هزار صاحب خبر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگرِ مسیر دشوار و پرمخاطره‌ی عشق‌ورزی است که در آن، جانِ سالک در هر لحظه در معرض نابودی قرار دارد. شاعر در اینجا به تقابل میان نگاهِ ظاهربینِ عوام و حقیقتِ باطنیِ عشق می‌پردازد و فضای رنج‌باری را ترسیم می‌کند که همگان آن را مصیبت می‌پندارند.

پیام اصلی شاعر، نکوهشِ ناآگاهیِ کسانی است که از سرِ جهل و فقدانِ بصیرت، بر جانِ عاشق ماتم می‌گیرند. در نگاهِ شاعر، آنچه دیگران آن را خطر و هلاک می‌دانند، در واقع عروج و تعالی است که از دیدِ بسیاری از مدعیانِ معرفت و خردمندانِ عالم نیز پنهان می‌ماند.

معنای روان

جانی که به راه عشق تو در خطر است بس دیده ز جاهلی بر او نوحه گر است

جانی که در راه محبت تو گام برمی‌دارد، همواره در معرض خطراتِ مهلک است؛ اما بسیاری از مردم، تنها به دلیل نادانی و نداشتنِ بینشِ قلبی، بر این جانِ عزیز ماتم می‌گیرند و آن را هدر رفته می‌پندارند.

نکته ادبی: جاهلی در اینجا به معنای عدمِ آگاهیِ نسبت به حقایقِ باطنی است و نوحه گر بودن استعاره از دلسوزیِ نابجا و ظاهربینانه است.

حاصل چشمی که بیندش نشناسد کو را بر رخ هزار صاحب خبر است

عاقبتِ کسی که این حالِ عاشقانه را می‌بیند اما حقیقتِ آن را درک نمی‌کند و آن را نمی‌شناسد، حیرت‌انگیز است؛ چرا که این روحِ عاشق، پیشِ رویِ هزاران فردِ آگاه و خردمند است و با این حال، هنوز قدر و منزلتش از دیدِ بسیاری پنهان مانده است.

نکته ادبی: کو کوتاه شده‌ی که او است و صاحب خبر به معنای عارفان و آگاهانِ راه‌شناس است که حضورشان نیز مانع از جهلِ ناآگاهان نمی‌شود.

آرایه‌های ادبی

تقابل (تضاد) جاهلی و صاحب خبر

تقابل میان ناآگاهیِ عوام و آگاهیِ خردمندان برای تأکید بر عدمِ درکِ حقیقتِ عشق توسطِ ظاهربینان.

کنایه جانی که در خطر است

کنایه از فدا کردنِ وجود و هستی در مسیرِ عشق که در نگاهِ عامه، نابودی و در نگاهِ عارفان، تعالی است.