دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۷۶

مولوی
جانم بر آن جان جهان رو کرده است هم قبله و هم کعبه بدانسو کرده است
ما را ملک العرش چنین خو کرده است کار او دارد که او چنین رو کرده است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر از اشتیاق عمیق و گرایش قلبیِ سالک به سوی خداوند، که سرچشمه و حقیقتِ هستی است، سخن می‌گوید. کانونِ توجهِ جانِ عارف، دیگر به امورِ مادی و ظاهری نیست، بلکه تمامِ ذراتِ وجودش به سمتِ کمالِ مطلق جهت گرفته است.

در بخش دوم، شاعر بر این نکته تأکید می‌ورزد که این کشش و گرایشِ معنوی، امری اتفاقی نیست؛ بلکه خداوند خود، جانِ آدمی را این‌گونه سرشته و تربیت کرده است. در واقع، تمامِ حرکت‌های عاشقانه انسان، بازتابی از مشیت و تدبیرِ الهی است.

معنای روان

جانم بر آن جان جهان رو کرده است هم قبله و هم کعبه بدانسو کرده است

جان و روح من تمام توجه و عشق خود را به سوی پروردگار، که جان‌بخشِ عالم هستی است، معطوف کرده است؛ به گونه‌ای که تمامیِ نیازها و عباداتِ من، به سوی همان ذاتِ یگانه جهت یافته است.

نکته ادبی: ترکیب جان جهان استعاره‌ای از خداوند است که هستی از او روح و حیات می‌گیرد. استفاده از کعبه و قبله، نمادی از تمرکزِ کامل و بی‌بدیل بر معبود است.

ما را ملک العرش چنین خو کرده است کار او دارد که او چنین رو کرده است

خداوندِ بلندمرتبه (مالک عرش) ما را با این طبع و خصلت آفریده است که همواره در پی او باشیم. در حقیقت، تمامِ کارهای ما به او بازمی‌گردد، چرا که خودِ اوست که ما را این‌گونه به سوی خویش کشانده و هدایت کرده است.

نکته ادبی: ملک العرش عنوانی عربی برای پروردگار است. فعل خو کرده است در اینجا به معنای عادت دادن و سرشتنِ نهادِ انسان به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جان جهان

اشاره به ذات خداوند که مایه حیات و پایداری تمام هستی است.

تلمیح و نماد قبله و کعبه

بهره‌گیری از مفاهیم دینی برای نشان دادن تمرکزِ بی‌قید و شرط بر معبود و جایگزینیِ امرِ معنوی با ظواهر دینی.

جناس رو کرده است

تکرارِ این عبارت در پایانِ ابیات، پیوندِ میانِ حرکتِ عاشقانه انسان و خواستِ خداوند را برجسته کرده است.