دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۶۹

مولوی
توبه چکنم که توبه ام سایهٔ تست بار سر توبه جمله سرمایهٔ توست
بدتر گنهی بپیش تو توبه بود کو آن توبه که لایق پایهٔ تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی عارفانه به مفهوم توبه، تواضع و فروتنی عمیقی را در برابر پروردگار به نمایش می‌گذارد. او بر این باور است که هرگونه تلاش انسان برای بازگشت و توبه، خود نیازمند عنایت خداوند است و حتی توبه کردن نیز در پیشگاه حقیقت مطلق، نشان از کاستی و دوری دارد.

فضای شعر مملو از اعتراف به ناتوانی انسان در ادای حق بندگی است. شاعر با زیرکی بیان می‌کند که توبه‌ی آدمی، خود حجابی است که مانع از وصل حقیقی می‌شود و در حقیقت هیچ توبه‌ای شایسته مقام والای الهی نیست.

معنای روان

توبه چکنم که توبه ام سایهٔ تست بار سر توبه جمله سرمایهٔ توست

دیگر چه توبه‌ای کنم که همین توبه‌ی من نیز، تنها سایه‌ای از وجود توست و تمام بار معنایی و ارزش این توبه، در حقیقت متعلق به تو و برخاسته از توست.

نکته ادبی: توبه در اینجا به معنای بازگشتِ عاشقانه است. سایه استعاره از فرع و تابع بودنِ فعلِ بنده نسبت به ذات خداوند است.

بدتر گنهی بپیش تو توبه بود کو آن توبه که لایق پایهٔ تست

در پیشگاه تو، حتی خود توبه کردن نیز گناهی بزرگ‌تر به حساب می‌آید؛ زیرا چه توبه‌ای وجود دارد که برازنده و درخور مقام بلند مرتبه‌ی تو باشد؟

نکته ادبی: ایهامِ لطیفی در کلمه گنه وجود دارد که به نقصِ درکِ بنده اشاره دارد. پایه در اینجا به معنای مرتبه و مقام کبریاست.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) بدتر گنهی بپیش تو توبه بود

شاعر توبه کردن را که عملی عبادی است، گناه برمی‌شمارد تا بر ناتوانی انسان تأکید کند.

پرسش انکاری (استفهام انکاری) کو آن توبه که لایق پایهٔ تست

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر غیرممکن بودنِ ادای حقِ بندگی تأکید دارد.

استعاره سایهٔ تست

توبه را به سایه تشبیه کرده تا نشان دهد توبه وجودی مستقل از خداوند ندارد.