دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۶۲

مولوی
تا در دل من صورت آن رشک پریست دلشاد چو من در همهٔ عالم کیست
والله که بجز شاد نمیدانم زیست غم میشنوم ولی نمیدانم چیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و شعف عمیق عاشق در پرتو حضور معشوق است. شاعر چنان در فضای عشق غرق شده که تنها حقیقت موجود در هستی‌اش، شادی و نشاط است و وجودِ معشوق در کانون قلب او، جای هیچ اندوهی را باقی نمی‌گذارد.

فضای شعر، فضای آرامش و بی‌خبری از تلخی‌های جهان است. گویی عاشق به چنان جایگاه روحی رفیعی دست یافته که مفهوم غم، که از دغدغه‌های همیشگی بشر است، در قاموس زندگی او هیچ جایگاهی ندارد.

معنای روان

تا در دل من صورت آن رشک پریست دلشاد چو من در همهٔ عالم کیست

تا زمانی که تصویرِ آن زیبارویی که حتی پریان به زیبایی‌اش رشک می‌برند در قلب من جای دارد، هیچ‌کس در سراسر دنیا به اندازه من خوشحال و سرخوش نیست.

نکته ادبی: ترکیب «رشکِ پری» به معنای کسی است که زیبایی‌اش مایه حسادت پریان است و از اغراق‌های معمول در ادبیات کلاسیک برای توصیف نهایت زیبایی است.

والله که بجز شاد نمیدانم زیست غم میشنوم ولی نمیدانم چیست

سوگند به خدا که من تنها روش شاد زیستن را آموخته‌ام. من نام «غم» را شنیده‌ام، اما اصلاً نمی‌دانم که غم چیست و چه معنایی دارد.

نکته ادبی: شاعر با استفاده از تضاد بین «شنیدن» و «دانستن»، می‌خواهد بگوید که غم تنها یک واژه در گوش اوست و هرگز به حقیقت وجودی‌اش نفوذ نکرده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه و اغراق رشک پری

تشبیه معشوق به کسی که زیبایی‌اش باعث حسادت پریان می‌شود، برای تأکید بر زیبایی بی‌همتای او.

استفهام انکاری دلشاد چو من در همه عالم کیست

پرسشی که پاسخ آن منفی است و برای تأکید بر اینکه «هیچ‌کس به اندازه من خوشحال نیست» به کار رفته است.

اغراق هنری غم میشنوم ولی نمیدانم چیست

شاعر با نفی آگاهی نسبت به ماهیت غم، اوج سرشار بودن از شادی را به تصویر می‌کشد.