دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۵۸

مولوی
تا این فلک آینه گون بر کار است اندریم عشق موج خون در کار است
روزی آید برون و روزی ناید اما شب و روز اندرون در کار است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این ابیات، بیان تقابل میان گردشِ پرنوسانِ جهانِ بیرون با تلاطمِ بی‌وقفه و همیشگیِ دنیایِ درون است. شاعر با نگاهی حکیمانه، به ناپایداریِ امورِ ظاهری و گردشِ چرخِ فلک اشاره دارد و در مقابل، عشق را نیرویی می‌داند که فارغ از فراز و فرودهایِ بیرونی، همواره در جانِ آدمی جریان دارد.

این کلام به خوبی نشان می‌دهد که چگونه انسان در کشاکشِ حوادث، در حالی که دستخوشِ تغییراتِ مادی است، عشق را به عنوان حقیقتی بنیادی در درون خود می‌یابد که برخلافِ رزق و روزیِ مادی، لحظه‌ای از فعالیت و جوشش باز نمی‌ایستد.

معنای روان

تا این فلک آینه گون بر کار است اندریم عشق موج خون در کار است

تا زمانی که این آسمان که مانند آینه‌ای تابان، احوالِ آدمیان را منعکس می‌کند در حالِ گردش است، در عمقِ جانِ من، عشق همچون موجی خروشان و خونین در تلاطم است.

نکته ادبی: آینه‌گون تشبیهی برای آسمان است که نشان از انعکاسِ سرنوشت دارد. موجِ خون استعاره‌ای است که بیانگرِ دردناکی و شدّتِ عشق است.

روزی آید برون و روزی ناید اما شب و روز اندرون در کار است

ممکن است بهره و روزیِ دنیوی گاهی به دست بیاید و گاهی از دست برود و ناپایدار باشد، اما در عالمِ درونِ عاشق، شب و روز فرایندی پیوسته و بی‌وقفه در جریان است.

نکته ادبی: در اینجا روزی به معنای رزق و بهره است و در تقابل با اندرون به معنای جهانِ دل قرار گرفته است. در کار بودن در مصراع دوم نشان‌دهنده استمرارِ بی‌وقفه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره فلک آینه‌گون

آسمان به آینه‌ای تشبیه شده که بازتاب‌دهنده تقدیر و حوادث روزگار است.

کنایه موج خون

کنایه از شدت درد و رنج ناشی از عشق که روح را متلاطم می‌کند.

تضاد برون / اندرون

تقابل میان جهان مادی و ظاهری با دنیای باطنی و قلبی انسان.