دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۵۷

مولوی
بی یار نماند هرکه با یار بساخت مفلس نشد آنکه با خریدار بساخت
مه نور از آن گرفت کز شب نرمید گل بوی از آن یافت که با خار بساخت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش والای صبر و سازگاری در برابر سختی‌های زندگی تأکید دارند. شاعر معتقد است که کمال و زیبایی و بقا، در گروِ تن‌ندادن به ناامیدی و ایستادگی در کنارِ مقصود است؛ چنان‌که هر پدیده‌ای برای رسیدن به اوج، ناگزیر است با تاریکی‌ها یا ناخوشایندی‌های مسیر خود کنار بیاید.

در نگاهی ژرف‌تر، این شعر به نوعی تسلیمِ آگاهانه و عشق‌ورزیِ وفادارانه اشاره دارد. انسان اگر در مسیرِ ارتباط با معشوقِ حقیقی یا پروردگار که خریدارِ جانِ اوست استقامت ورزد، هرگز دچار خسران و تنهایی نخواهد شد و این تحملِ دشواری‌ها، خودِ مسیرِ رشد و کمال است.

معنای روان

بی یار نماند هرکه با یار بساخت مفلس نشد آنکه با خریدار بساخت

هر کس که یاد گرفت با یار و همراهِ خود سازگاری کند، هرگز تنها و بی‌کس نخواهد ماند؛ همچنین کسی که با آن کسی که قدر و ارزش او را می‌داند یعنی خداوند یا معشوق همراه شد، هرگز دچار ورشکستگی و فقرِ معنوی نخواهد شد.

نکته ادبی: واژه ساختن در این بیت به معنای سازگاری داشتن و تحمل کردن به کار رفته است. خریدار استعاره‌ای از کسی است که قدرِ جانِ انسان را می‌داند.

مه نور از آن گرفت کز شب نرمید گل بوی از آن یافت که با خار بساخت

ماه به این دلیل نورانی شد که از تاریکی شب فرار نکرد و نترسید؛ و گل به این دلیل خوش‌بو و معطر شد که در کنار خار، صبر کرد و سختیِ آن را تحمل نمود.

نکته ادبی: نرمیدن در زبان کهن به معنای رمیدن، گریختن یا ترسیدن است. ترکیب از آن... که ساختار علّت و معلولی را برای رسیدن به کمال بیان می‌کند.

آرایه‌های ادبی

حسن تعلیل مه نور از آن گرفت... گل بوی از آن یافت

شاعر برای نورِ ماه و بوی خوشِ گل، علتی شاعرانه و خیالی یعنی صبر در برابر شب و خار می‌آورد که واقعی نیست اما بسیار زیباست.

تضاد شب و نور، گل و خار

تقابل میان این واژگان برای نشان دادن اینکه از دلِ دشواری‌ها، زیبایی و روشنایی بیرون می‌آید.

استعاره خریدار

اشاره به خداوند یا مرشد و معشوقی که ارزشِ واقعیِ انسان را می‌داند و او را از پوچی می‌رهاند.