دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۵۴

مولوی
بیرون ز تن و جان و روان درویش است برتر ز زمین و آسمان درویش است
مقصود خدا نبود بس خلق جهان مقصود خدا از این جهان درویش است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش مقام شامخ درویش است که از تمامی بندهای عالم مادی و معنوی فراتر رفته است. شاعر نگاهی عرفانی به هستی دارد و درویش را به عنوان غایت آفرینش معرفی می‌کند که نه تنها اسیر تن و جان نیست، بلکه جایگاهی فراتر از آسمان‌ها و زمین دارد.

در دیدگاه شاعر، وجود جهان بی‌هدف نبوده و خلق کثیر بدون علت نیست؛ بلکه تمام عالم همچون مقدمه‌ای است تا انسانِ کامل یا همان درویش ظهور کند. در واقع، درویش جلوه‌گاه اصلی پروردگار در آینه هستی است و هدف غایی از آفرینش جهان، ظهور چنین مقام والایی بوده است.

معنای روان

بیرون ز تن و جان و روان درویش است برتر ز زمین و آسمان درویش است

درویش کسی است که از مرزهای جسم و روح و جان فراتر رفته و جایگاه او برتر از تمام هستی، از زمین گرفته تا آسمان‌های بلند است.

نکته ادبی: تکرار واژه تن و جان و روان برای تأکید بر گذشتن از تمامی ابعاد وجودی مادی و معنوی است.

مقصود خدا نبود بس خلق جهان مقصود خدا از این جهان درویش است

هدف خداوند از آفرینش این جهان، صرفاً پدید آوردن انبوهی از موجودات بی‌هدف نبود؛ بلکه مقصود اصلی خداوند از ایجاد این دنیا، ظهور مقام درویشی و انسان کامل است.

نکته ادبی: تکرار کلمه مقصود در ابتدا و انتهای مصراع، بر قطعیت هدفمندی آفرینش تأکید می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) درویش است

تکرار این عبارت در پایان هر مصراع بر محوریت شخصیت درویش در کل متن تأکید دارد.

اغراق (مبالغه) برتر ز زمین و آسمان درویش است

بزرگ‌نمایی جایگاه عرفانی درویش تا حدی که فراتر از تمام هستی قرار می‌گیرد.