دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۵۳

مولوی
بی دیده اگر راه روی عین خطاست بر دیده اگر تکیه زدی تیر بلاست
در صومعه و مدرسه از راه مجاز آنرا که نه جا است تو چه دانی که کجاست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر آن است که برای درک حقیقت، باید از پوسته ظاهریِ حواس عبور کرد. شاعر تأکید دارد که اتکای صرف به چشمانِ سر و یا جستجو در اماکنِ قراردادی مانند مدرسه و صومعه، انسان را به مقصد نمی‌رساند، چرا که حقیقتِ هستی فراتر از مکان و زمان است.

در این فضا، تقابل میان "دیدن" به معنای عام (بصیرت) و "دیدن" به معنای خاص (چشم ظاهری) به تصویر کشیده شده است. پیام کلی، دعوت به بصیرت‌افزایی و رها کردنِ تعصبات و نگاه‌های محدودِ مادی برای پیوستن به حقیقتی است که در هیچ ظرفی نمی‌گنجد.

معنای روان

بی دیده اگر راه روی عین خطاست بر دیده اگر تکیه زدی تیر بلاست

اگر بدون بهره‌مندی از بینش و بصیرت باطنی در مسیرِ شناختِ حقیقت قدم بگذاری، قطعا دچار خطا و گمراهی خواهی شد.

نکته ادبی: عین خطا استعاره از خطای محض و بیراهه رفتن است.

در صومعه و مدرسه از راه مجاز آنرا که نه جا است تو چه دانی که کجاست

اگر در این مسیر تنها به چشمانِ ظاهر و عقلِ مادی خود تکیه کنی، همین اعتمادِ نابه‌جا برای تو مانند تیرِ بلا و مایه گرفتاری و سقوط خواهد بود.

نکته ادبی: تیر بلا تشبیه بلیغ است؛ تشبیه تکیه بر ظاهر به تیر بلا.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) آنرا که نه جا است تو چه دانی که کجاست

جستجوی مکان برای موجودی که بی‌مکان است و فراتر از ابعاد مادی است.

تشبیه تیر بلا

تکیه بر چشم ظاهر به تیری تشبیه شده که باعث گرفتاری و آسیب به سالک می‌شود.

ایهام و واژه‌پردازی دیده

به کارگیری واژه دیده در دو معنای چشم ظاهری و بصیرت باطنی برای تضاد معنایی.