دیوان شمس - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۵۱
مولویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این قطعه شعری تصویری عمیق از پیوند ناگسستنی میان انسان و جهان هستی ارائه میدهد. شاعر با بهرهگیری از استعاره جریان خون در رگها، بر این باور است که جهان نه عنصری بیگانه و بیرونی، بلکه جریانی حیاتی در بطن وجود آدمی است که همواره در تپش و جنبش است.
همچنین شاعر با نگاهی عارفانه، جنون و شیدایی را به عنوان امری گریزناپذیر و درونی میپذیرد؛ چرا که معتقد است همزمان، فاعلِ کشش (فسونگر) و خودِ کشش (فسون)، هر دو در نهادِ جان و تن ما حضور دارند.
معنای روان
بنگر و بپذیر جهانی را که همانند جریان خون، در رگهای ما جاری است و با ما یکی شده است.
نکته ادبی: واژه 'پس بر' به معنای پذیرفتن و یا نگریستن به اعتبار بافتار استفاده شده است.
خون هرگز در رگها به آرامش نمیرسد و به خواب نمیرود؛ بهویژه خونی که متعلق به ماست و زندگیبخشِ وجود ماست.
نکته ادبی: استفاده از 'خاصه' به معنای 'بهویژه' برای تأکید بر مالکیت خون بر وجود انسان است.
آرایههای ادبی
تمثیلی برای نشان دادن پیوند ذاتی و ناگسستنی میان انسان و جهان هستی.
اشاره به وحدت وجود که هم فاعلِ امر و هم خودِ امر در یک نقطه (وجود انسان) جمع شدهاند.
تاکید بر اینکه حیات و پویایی جهان (خون) هرگز متوقف نمیشود.