دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۴۶

مولوی
بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است در شش جهت و برون شش، معبود اوست
باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد این جمله بهانه و همه مقصود اوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتاب‌دهنده اندیشه عرفانی وحدت وجود است. شاعر در این قطعه به دنبال تبیین این حقیقت است که سراسر هستی، جلوه‌گاهِ پروردگار است و هیچ نقطه‌ای از جهان، تهی از حضور او نیست.

در نگاه عارفانه شاعر، تمام زیبایی‌های جهان مادی، از باغ و گل گرفته تا نغمه‌ها و چهره‌های دلربا، تنها پرده‌هایی هستند که به سوی حقیقت مطلق گشوده می‌شوند. این مظاهر، هدف نهایی نیستند، بلکه بهانه‌ای برای رسیدن به آن حقیقتِ یگانه و معبودِ مطلق به شمار می‌آیند.

معنای روان

بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است در شش جهت و برون شش، معبود اوست

در هر مکانی که سر به سجده می‌گذارم، در حال ستایش و پرستش او هستم؛ چرا که در تمام ابعاد شش‌گانه جهان مادی و حتی فراتر از آن، تنها اوست که شایسته پرستش و مقامِ معبودی است.

نکته ادبی: شش جهت به ابعاد فیزیکی (بالا، پایین، راست، چپ، جلو، عقب) اشاره دارد که نماد جهان مادی است.

باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد این جمله بهانه و همه مقصود اوست

باغ، گل، نغمه بلبل، مجالس سماع و چهره‌های زیبارو، همگی تنها بهانه‌ها و ابزاری برای جلب‌نظر هستند؛ حقیقتِ اصلی و مقصود نهایی از همه این‌ها، تنها ذاتِ حضرت حق است.

نکته ادبی: شاهد در متون عرفانی به معنای معشوق زیبارو یا مظهر زیبایی خداوند است که در این بیت نماد کثرتِ زیبایی‌های دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد و فراگیری در شش جهت و برون شش

اشاره به فراگیر بودن حضور خداوند هم در جهان فیزیکی و هم در عالم ماوراء.

مراعات نظیر (تناسب) باغ و گل و بلبل

استفاده از عناصر هم‌نشین در طبیعت برای تصویرسازی دنیای مادی.

ایهام و استعاره شاهد

در اینجا به معنای معشوق مجازی یا جلوه‌های زیبایی است که در نگاه عارف، نشانه‌ای از زیباییِ حقیقی (خداوند) است.