دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۴۴

مولوی
بر من در وصل بسته میدارد دوست دل را بعنا شکسته میدارد دوست
زین پس من و دلشکستگی بر در او چون دوست دل شکسته میدارد دوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بیانگر حالات عاشق راستینی است که در فراق یار، اندوه و حرمان را نه به دیده‌ی انتقام، بلکه به چشم عنایت می‌نگرد. شاعر در فضایی عرفانی، دل‌شکستگی و دوری از وصال را ابزاری برای صیقل یافتن روح و آماده شدن برای درک حقیقت می‌داند.

او بر این باور است که اگر یار درِ وصال را بسته و دلِ عاشق را آزرده نگه می‌دارد، به این دلیل است که محبوب، دلی شکسته و خالی از کبر و غرور را می‌پسندد. از این‌رو، عاشق با آغوش باز و اشتیاق، این شکستگی را می‌پذیرد و بر آستانه‌ی خانه‌ی یار می‌ماند تا شاید مورد توجه او قرار گیرد.

معنای روان

بر من در وصل بسته میدارد دوست دل را بعنا شکسته میدارد دوست

یار درِ دیدار و وصال را بر روی من بسته است و قلب مرا در رنج و سختی، شکسته و اندوهگین نگه می‌دارد.

نکته ادبی: عَنا به معنای رنج و سختی است که در اینجا به ریاضت عاشقانه اشاره دارد. فعل 'می‌دارد' در اینجا به معنای 'نگاه می‌دارد' یا 'باقی می‌گذارد' است.

زین پس من و دلشکستگی بر در او چون دوست دل شکسته میدارد دوست

از این پس، من و این دل‌شکستگی، همیشه بر آستانه‌ی خانه‌ی او خواهیم ماند؛ چرا که محبوب، دل‌های شکسته را بیشتر دوست دارد و به آن‌ها توجه می‌کند.

نکته ادبی: تکرار واژه دوست در انتهای بیت نشان‌دهنده‌ی تأکید شاعر بر خواست و اراده‌ی محبوب است که حتی در رنج نیز نهفته است.

آرایه‌های ادبی

تکرار دوست

تکرار واژه دوست در پایان مصرع‌ها برای تأکید بر محوریتِ اراده‌ی محبوب در تمام احوال عاشق.

اشتقاق بسته/شکسته

استفاده از واژگان هم‌خانواده برای ایجاد موسیقی درونی و پیوند معنایی میان حالت روحی عاشق و درهای بسته.

ایهام تناسب در

اشاره به درِ خانه یار و همچنین درِ دل که نیاز به گشوده شدن توسط محبوب دارد.