دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۴۲

مولوی
برکان شکر چند مگس را غوغاست کی کان شکر را به مگسها پرواست
مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست بنگر که بر آن کوه چه افزود و چه کاست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بهره‌گیری از تمثیل‌های طبیعت‌گرایانه، به تبیینِ جایگاهِ والایِ حقایق معنوی و بزرگیِ اشخاص در برابر هیاهوی ناچیزِ عوام می‌پردازند. شاعر با این دیدگاه که بزرگی، ذاتی و تغییرناپذیر است، تأکید می‌کند که امورِ کم‌اهمیت و رفت‌ و آمدهایِ گذرا، هرگز نمی‌توانند خللی در اصالت و شکوهِ حقیقت ایجاد کنند و بزرگان نیز در بندِ قضاوت‌ها یا حضورِ موجوداتِ فرودست نیستند.

معنای روان

برکان شکر چند مگس را غوغاست کی کان شکر را به مگسها پرواست

در جایی که معدن شکر وجود دارد، عده‌ای مگس جمع شده و هیاهو و غوغایی به راه انداخته‌اند؛ اما آیا این معدنِ بزرگِ شکر اصلاً به این مگس‌های ناچیز اهمیتی می‌دهد یا به حضور آن‌ها توجهی دارد؟ قطعاً خیر.

نکته ادبی: واژه «کان» مخفف معدن است و «پروا» در اینجا به معنای اعتنا، توجه و اهمیت دادن است. تقابلِ معنایی میان «شکر» (نمادِ شیرینی و ارزش والا) و «مگس» (نمادِ پستی و ناچیزی) محورِ اصلیِ معنایی این بیت است.

مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست بنگر که بر آن کوه چه افزود و چه کاست

به آن پرنده‌ای نگاه کن که بر آن کوه استوار نشست و پس از مدتی پرواز کرد و رفت؛ مشاهده کن که آیا نشستن و برخاستنِ آن پرنده، ذره‌ای به عظمتِ کوه افزود یا چیزی از شکوهِ آن کم کرد؟ هیچ تغییری در کوه رخ نداده است.

نکته ادبی: «کاست» فعلِ ماضی از مصدرِ «کاستن» به معنای کم شدن است. در این بیت از شیوه استفهامِ انکاری استفاده شده است که تأکید بر بی‌تأثیر بودنِ عواملِ خارجی بر یک موجودِ عظیم است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل کان شکر و کوه

تمثیلِ بزرگی و حقیقت که در برابر کنش‌های موجوداتِ کوچک (مگس و مرغ) ثابت و تغییرناپذیر باقی می‌ماند.

استفهام انکاری کی کان شکر را به مگسها پرواست

پرسشی که پاسخ آن منفی است و هدف از آن تأکید بر عدمِ اعتنایِ بزرگان به امورِ ناچیز است.

تضاد شکر و مگس، کوه و مرغ

تقابل میان موجوداتِ بزرگ و باشکوه با موجوداتِ کوچک و بی‌اهمیت برای نشان دادنِ تفاوتِ ماهویِ آن‌ها.