دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۲

مولوی
با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است با نالهٔ سرنای جگرسوز خوش است
ای مطرب چنگ و نای را تا بسحر بنواز بر این صفت که تا روز خوش است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ستایش شور و حالِ عاشقانه و غنیمت شمردنِ لحظات در پیوند با موسیقی می‌پردازد. شاعر در پی آن است که با بهره‌گیری از نمادهای هنری و موسیقیایی، خواننده را به پذیرش رنجِ شیرینِ عشق و سرسپردن به آوایِ جان‌بخشِ سازها تا دمیدنِ سپیده دعوت کند.

در واقع، مفهومِ نهفته در این کلام، دعوت به زیستن در لحظه و غرق شدن در تجربه‌های متعالی است؛ چه در سلوکِ عاشقانه و چه در مستیِ برخاسته از نواهایِ دل‌انگیز، که در نهایت به آرامش و شادمانی می‌انجامد.

معنای روان

با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است با نالهٔ سرنای جگرسوز خوش است

در راهِ عشق، باید همچون کسی که آماده‌باش و مصمم است، دست به کار شد؛ و شنیدنِ ناله‌یِ پُرسوزِ سازِ سُرنا نیز که جان را به درد می‌آورد، در چنین فضایی بسیار دل‌انگیز و خوشایند است.

نکته ادبی: عبارت 'کلاه بر کمر دوز' استعاره از آمادگی و چابکی است؛ در گذشته، پیشه‌وران ابزار کار خود را به کمر می‌بستند تا همواره آماده باشند.

ای مطرب چنگ و نای را تا بسحر بنواز بر این صفت که تا روز خوش است

ای نوازنده، چنگ و نای را تا برآمدن خورشید و دمیدن صبح بنواز؛ ساز را به گونه‌ای بنواز که تمامی این شب تا رسیدن به روز، سرشار از خوشی و شادمانی سپری شود.

نکته ادبی: واج‌آراییِ حرف «س» و «خ» در این بیت، علاوه بر موسیقیِ کلام، بر فضایِ طرب‌انگیزِ شعر افزوده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه کلاه بر کمر دوز

اشاره به آمادگیِ کامل و عزمِ راسخ برایِ کاری که در اینجا مقصود عشق‌ورزی است.

تشخیص (جان‌بخشی) نالهٔ سرنا

نسبت دادنِ ناله که کنشی انسانی است به صدایِ سازِ سرنا.

ردیف خوش است

تکرارِ این واژگان در پایانِ ابیات، فضایِ نشاط و آرامشِ پایدار را تقویت می‌کند.