دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۳۱

مولوی
تا شب میگو که روز ما را شب نیست در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست
عشق آن بحریست کش کران ولب نیست بس غرقه شوند و ناله و یارب نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف ماهیت بیکران و فراتر از محدودیت‌های دنیوی «عشق» می‌پردازد. شاعر در فضایی عرفانی بیان می‌کند که برای عاشق، مرزهای زمانی میان روز و شب از میان رفته و به واسطه غرق شدن در دریای عشق، قید و بندهای عقیدتی و مذهبی نیز بی‌معنا گشته‌اند.

در این نگرش، عشق نه یک محدودیت، بلکه اقیانوسی بی‌کرانه تصویر شده که غرق‌شدگان در آن، چنان در وصال یا استغراق خویش غرق‌اند که حتی در اوج فنا، شکوه و شکایتی ندارند و این حالت را کمال مطلوب خویش می‌دانند.

معنای روان

تا شب میگو که روز ما را شب نیست در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست

تا رسیدن شب مدام بگو که روزگارِ ما با تاریکی و اندوهِ شب آمیخته نیست، چرا که در طریقِ حقیقیِ عشق، هیچ قید و بند مذهبی و عقیدتی راه ندارد و عشق فراتر از این چارچوب‌هاست.

نکته ادبی: عبارت «مذهب عشق» اضافه تشبیهی است که عشق را به عنوان یک مکتب مستقل و فراتر از شرایع معرفی می‌کند.

عشق آن بحریست کش کران ولب نیست بس غرقه شوند و ناله و یارب نیست

عشق اقیانوسی است که هیچ ساحل و مرزی برای آن متصور نیست؛ بسیاری در این دریا غرق می‌شوند، اما به دلیل شدتِ دلبستگی و انصراف از خویشتن، حتی ناله و فریادی برای کمک یا شکایت به درگاه الهی ندارند.

نکته ادبی: «کش» مخفف «که اش» است؛ در اینجا مرجع ضمیر، دریای عشق است که کناره ندارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عشق آن بحریست

عشق به دریایی بی‌کران تشبیه شده تا گستردگی و غیرقابل‌مهار بودن آن تبیین شود.

تضاد روز و شب

تقابل میان روز و شب برای نشان دادن استمرار حالِ عاشق و فراتر رفتن از تغییرات زمانی دنیوی.

مجاز ناله و یارب نیست

اشاره به ناله و یارب‌گفتن برای نشان دادن بی‌پناهی یا رنج؛ شاعر از این‌ها برای بیان رضایت عاشق در فنا استفاده کرده است.