دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۲۹

مولوی
با شاه هر آنکسی که در خرگاهست آن از کرم و لطف و عطای شاهست
با شاه کجا رسی بهر بیخویشی زانجانب بیخودی هزاران راهست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این نکته تأکید دارند که نزدیکی به ساحت پادشاه (مظهر خداوند یا معشوق حقیقی) حاصل تلاش و استحقاق شخصی انسان نیست، بلکه تنها زاییده لطف، کرم و بخشش بی‌دریغ اوست. هر کس که در مقام قرب و محفل خاص الهی جای گرفته، این بهره‌مندی را وام‌دار عنایت ازلی اوست.

همچنین شاعر بیان می‌دارد که برای رسیدن به این مقامِ قرب، شرطی اساسی وجود دارد و آن رهایی از بند «خویشتن» یا همان منیّت است. از منظر این ابیات، راه وصال به حقیقت از گذرگاهِ بی‌خودی و فانی شدن در اراده محبوب می‌گذرد؛ جایی که با کنار رفتن پرده‌های نفس، هزاران مسیر برای پیوند با او گشوده می‌شود.

معنای روان

با شاه هر آنکسی که در خرگاهست آن از کرم و لطف و عطای شاهست

هر کس که در جایگاه خاص و نزدیک به پادشاه قرار گرفته است، به لطف و بخشندگی خودِ اوست که به این مقام دست یافته و نه به دلیل توانایی یا شایستگی شخصی‌اش.

نکته ادبی: «خرگاه» در لغت به معنای خیمه بزرگ پادشاهی است که در متون عرفانی کنایه از مقام قرب و خلوتگاه معشوق است.

با شاه کجا رسی بهر بیخویشی زانجانب بیخودی هزاران راهست

بدون آنکه از «من» و منیّت خود رها شوی، چگونه می‌توانی به پادشاه برسی؟ در واقع، از مسیرِ رهایی از خود و فانی شدن در اراده الهی است که هزاران راه برای رسیدن به حق وجود دارد.

نکته ادبی: «بی‌خویشی» و «بی‌خودی» در اینجا به مفهوم فنایِ نفس و کنار نهادنِ وابستگی‌های دنیوی و خودخواهی برای رسیدن به حقیقت مطلق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خرگاه

نمادِ جایگاه خاص و مقام قرب و نزدیکی به خداوند یا معشوق است.

تکرار شاه

تکرار برای تأکید بر محوریتِ اراده و لطفِ خداوند در هدایتِ سالک است.

تضاد مفهومی بی‌خویشی / بی‌خودی

تأکید بر مفهومِ عرفانیِ فنا و نفیِ منیت برای دسترسی به حقیقت.