دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۲۰

مولوی
ای همچو خر و گاو که و جو طلبت تا چند کند سایس گردون ادبت
لب چند دراز میکنی سوی لبش هر گنده دهان چشیده از طعم لبت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات توبیخی است برای کسی که اسیر خواسته‌های مادی و حیوانی خویش شده و با این حال گمان می‌برد می‌تواند به وصالِ حقیقت یا معشوقِ ازلی دست یابد.

شاعر با زبانی تند و صریح میانِ ناپاکیِ باطن و اشتیاقِ کاذب برای وصالِ پاکان تقابل ایجاد می‌کند و هشدار می‌دهد که روزگار برای اصلاحِ این غفلت با تازیانه‌هایِ سختی فرد را ادب خواهد کرد.

معنای روان

ای همچو خر و گاو که و جو طلبت تا چند کند سایس گردون ادبت

ای کسی که مانند حیواناتی چون خر و گاو تنها دغدغه‌ات خورد و خوراک و لذت‌های مادی است تا کی باید چرخ روزگار تو را با سختی‌ها و تازیانه‌ها تأدیب کند؟

نکته ادبی: سایس به معنای تیمارگر اسبان است که در اینجا برای گردون (فلک) استعاره آورده شده تا به تنبیهات روزگار اشاره کند.

لب چند دراز میکنی سوی لبش هر گنده دهان چشیده از طعم لبت

چرا با اشتیاق بسیار لب‌هایت را به سمت لب‌های او (معشوق/حقیقت) دراز می‌کنی در حالی که دهان تو آلوده به همنشینی با هر آدم ناپاک و بدزبانی است که از لب‌های تو بهره‌مند شده است؟

نکته ادبی: گنده دهان کنایه از افراد بدگو فرومایه و ناپاک است که همنشینی با آنان باعث پلیدی روح می‌شود.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو خر و گاو

تشبیه آدمی که اسیر نیازهای جسمانی است به حیواناتی که دغدغه‌ای جز خوراک ندارند.

استعاره سایس گردون

روزگار به تیمارگری تشبیه شده که با تازیانه حوادث ناگوار سعی در تربیت انسان دارد.

کنایه لب دراز کردن

کنایه از طلب وصال و اشتیاق نامناسب.