دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۱۱

مولوی
این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست وین عشق که قد از او چو چنگست ز چیست
وین دل که در این قالب من هر شب و روز با من ز برای او به جنگست ز چیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حیرت و پرسش بنیادین عاشق درباره ناآرامی‌های درونی ناشی از عشق است. شاعر با زبانی پرسشگر، تضاد و کشمکش میان قالب مادی (جسم) و روحِ بی‌قرار را به تصویر می‌کشد که پیوسته در طلب معشوق است.

در این ابیات، تلاطمِ مدامِ درونیِ انسانی روایت می‌شود که میان قفسِ تن و پروازِ جان سرگردان مانده و از این کشمکشِ همیشگی، شکوه‌ای عارفانه سر می‌دهد.

معنای روان

این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست وین عشق که قد از او چو چنگست ز چیست

این آشوب و فتنه‌ای که در این دلِ کوچک و محبوس در قفسِ تن جای گرفته، از کجا ناشی می‌شود؟ و این عشقِ عمیق که به خاطر آن قامتِ راستِ من همچون سازِ چنگ خمیده و ناتوان شده است، دلیلش چیست؟

نکته ادبی: واژه فتنه در اینجا به معنای آشوبِ درونی و ناآرامیِ ناشی از عشق است و قد چو چنگ کنایه‌ای از خمیدگیِ قامت بر اثرِ غم و پیری است.

وین دل که در این قالب من هر شب و روز با من ز برای او به جنگست ز چیست

و این دلی که در کالبدِ بدنِ من، شب و روز با من در کشمکش و ستیز است تا به سوی معشوق برود، دلیل این همه دشمنی و ناسازگاری با من چیست؟

نکته ادبی: قالب استعاره از جسم و بدنِ خاکی است و جنگ داشتن دل با من، به معنای میلِ باطنیِ دل به معشوق در برابرِ خواسته‌هایِ دیگرِ صاحبِ دل است.

آرایه‌های ادبی

کنایه قد چو چنگ

تشبیه قامتِ خمیده بر اثرِ غم و پیری به سازِ چنگ.

تشخیص (جان‌بخشی) جنگ بودن دل با من

دل به مثابه موجودی مستقل و ناسازگار فرض شده که با صاحبش در ستیز است.

استعاره قالب

اشاره به جسم و کالبدِ فیزیکیِ انسان که روح را در خود حبس کرده است.