دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۰۶

مولوی
این جو که تراست هر کسی جویان نیست هر چرخ ز آب جوی تو گردان نیست
هرکس نکشد کمان کمان ارزان نیست رستم باید که کار نامردان نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش ذاتی و انحصاریِ توانمندی‌ها و فرصت‌های والا تأکید دارند. شاعر به زیبایی بیان می‌کند که هر موهبت یا کمالی، متناسب با ظرفیتِ وجودیِ افراد است و هر کسی توان بهره‌مندی از سرچشمه‌های معرفت یا قدرت را ندارد.

درونمایه اصلی، تمایز میان عام و خاص است. همان‌طور که هر چرخِ آسیابی با هر آبی به گردش در نمی‌آید، هر انسانی نیز توانِ به دوش کشیدنِ بارهای گران یا بهره‌مندی از مواهب بزرگ را ندارد و این امر نیازمندِ همت و شجاعتی است که تنها در پهلوانانِ طریق (مانند رستم) یافت می‌شود.

معنای روان

این جو که تراست هر کسی جویان نیست هر چرخ ز آب جوی تو گردان نیست

این جریانِ آبی (موهبت یا دانشی) که در اختیار توست، نصیبِ همگان نمی‌شود؛ همچنین هر آسیابی با آبِ جوی تو به گردش در نمی‌آید و توان بهره‌وری از آن را ندارد.

نکته ادبی: جو در اینجا نمادِ استعداد یا فیض است. چرخ استعاره از چرخه زندگی یا آسیابِ کار و کوشش است.

هرکس نکشد کمان کمان ارزان نیست رستم باید که کار نامردان نیست

همه کس توانِ کمان‌کشی را ندارد، چرا که این کمان بی‌ارزش نیست و هر کسی از پسِ آن بر نمی‌آید؛ برای انجام چنین کارهای بزرگی به فردی پهلوان‌منش مانند رستم نیاز است، زیرا این کار از عهده‌ی مردانِ سست‌عنصر و ترسو ساخته نیست.

نکته ادبی: رستم به عنوان اسم خاص، نمادِ قدرتِ مطلق، دلاوری و توانمندیِ کامل در فرهنگ ایرانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جو / آب جوی

استعاره از فیض، استعداد، فرصت یا دانشی که فرد داراست.

تلمیح رستم

اشاره به اسطوره پهلوانی در شاهنامه به عنوان نمادِ کمالِ قدرت و شجاعت.

کنایه کمان کشیدن

کنایه از انجام کارهای دشوار، مسئولیت‌های سنگین یا بروز دادن قدرت‌های بزرگ.