دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۲۰۴

مولوی
این چرخ و فلکها که حد بینش ماست در دست تصرف خدا کم ز عصاست
هر ذره و قطره گر نهنگی گردد آن جمله مثال ماهیی در دریاست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

مضمون اصلی این ابیات، تبیین عظمت بی‌کران خداوند و ناچیزی قدرت و وسعت جهان هستی در برابر اراده الهی است. شاعر با نگاهی توحیدی، سعی دارد خواننده را به این درک برساند که تمام آنچه در آسمان‌ها و زمین به نظر ما بزرگ، باشکوه و قدرتمند می‌آید، در پیشگاه خداوند تنها ابزاری مطیع و کوچک است.

در واقع، هدف از این تصویرسازی‌ها، شکستن غرور بشری و یادآوری این حقیقت است که تمام نیروها و ابعاد جهان، حتی اگر به نهایت عظمت خود برسند، همچنان در سایه قدرت لایزال الهی، همچون ذره‌ای در برابر دریا هستند.

معنای روان

این چرخ و فلکها که حد بینش ماست در دست تصرف خدا کم ز عصاست

این آسمان‌ها و کرات که مرزِ نهایتِ دیدگان ما را تشکیل می‌دهند، در برابر اراده و قدرت خداوند، حتی از یک چوب‌دستیِ ناچیز در دست انسان هم فرمان‌بردارتر و کوچک‌تر هستند.

نکته ادبی: چرخ و فلک استعاره از افلاک و آسمان است. تشبیه به عصا برای نشان دادن کمالِ تسلط و ناچیزیِِ شیءِ مورد تصرف است.

هر ذره و قطره گر نهنگی گردد آن جمله مثال ماهیی در دریاست

اگر تمامی ذرات و قطرات عالم چنان بزرگ شوند که به ابعاد نهنگی عظیم برسند، باز هم در برابر پهنه بی‌کران هستیِ خداوند، همچون ماهی کوچکی در دلِ دریا هستند که هیچ جلوه‌ای ندارد.

نکته ادبی: تضاد میان نهنگ و ماهی برای تأکید بر نسبی بودن قدرت است. دریا نماد هستی و قدرت لایتناهی خداوند است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه کم ز عصاست

تشبیه افلاک به عصا برای نشان دادن میزان کنترل و ناچیزی آن‌ها در دست قدرت الهی.

مبالغه هر ذره و قطره گر نهنگی گردد

اغراق در بزرگ‌نمایی ذرات برای نشان دادن کوچکیِ آن‌ها در برابر عظمت خداوند.

استعاره دریا

استعاره از گستره وجود و قدرت بی‌کران پروردگار.