دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۶

مولوی
ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست بیخوابی من گزاف و سردستی نیست
خوابم چو ملک بر آسمان پریده ست زیرا جسدم بسی درین پستی نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی گلایه‌آمیز شب را مخاطب قرار می‌دهد و از بی‌خوابی خود سخن می‌گوید. او تأکید دارد که این بی‌خوابی نه ناشی از مستی یا هوس‌های زودگذر، بلکه برآمده از روحی است که در این دنیای خاکی احساس غربت می‌کند.

فضای شعر آکنده از حس تضاد میان عالم بالا و عالم پایین است. شاعر بی‌خوابی را راهی برای پرواز روح به سوی ملکوت و رهایی از بند جسم سنگین و خاکی می‌داند.

معنای روان

ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست بیخوابی من گزاف و سردستی نیست

ای شب، مستی و بی‌خبریِ من به خاطر تأثیر تو یا نوشیدن از جام تو نیست. این بی‌خوابی من بی‌دلیل و اتفاقی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت، بلکه ریشه‌ای عمیق دارد.

نکته ادبی: مر مرا تأکیدی بر ضمیر «من» است. گزاف به معنای بی‌هوده و بی‌دلیل است و سردستی به معنای کاری که بدون اندیشه و به‌صورت اتفاقی انجام شود.

خوابم چو ملک بر آسمان پریده ست زیرا جسدم بسی درین پستی نیست

خواب من همانند فرشته‌ای به سوی آسمان پر کشیده و رفته است؛ چرا که جسم خاکی و سنگین من، شایسته ماندن در این جایگاهِ پست نیست و روح من با آسمان پیوند دارد.

نکته ادبی: واژه ملک اگر مَلَک خوانده شود به معنای فرشته است (که با پرواز تناسب دارد). پستی در اینجا به دو معنای جایگاه پایین و فروپایگی عالم ماده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای شب

خطاب قرار دادن شب و نسبت دادن ویژگی‌های انسانی به آن جهت هم‌سخنی.

تشبیه خوابم چو ملک

تشبیه خواب به فرشته‌ای که پرواز می‌کند برای نشان دادن سبک‌بالی و دوری آن از دنیای مادی.

تضاد آسمان و پستی

تقابل میان آسمان (عالم علوی) و پستی (عالم خاکی) برای تبیین حس غربت روح شاعر.