دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۱

مولوی
ای دوست مکن که روزها را فرداست نیکی و بدی چو روز روشن پیداست
در مذهب عاشقی خیانت نه رواست من راست روم تو کژ روی ناید راست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در نکوهشِ کژروی و تأکید بر پایبندی به اصول اخلاقی و صداقت در روابط انسانی، به ویژه در وادی عشق سروده شده‌اند. شاعر با لحنی خیرخواهانه، مخاطب را به اندیشیدن درباره‌ی عواقبِ اعمال دعوت می‌کند.

در نگاه شاعر، جهان صحنه‌ی ظهورِ نتایجِ رفتارهاست و هیچ عملی از دیدرسِ حقیقت پنهان نمی‌ماند. از این رو، تضادِ رفتاری میانِ عاشق و معشوق یا دو یار، مانعی بزرگ در مسیرِ وحدت و همراهیِ آنان محسوب می‌شود.

معنای روان

ای دوست مکن که روزها را فرداست نیکی و بدی چو روز روشن پیداست

ای دوست، دست به کارهای ناشایست نزن؛ چرا که هر عملی فردایی و نتیجه‌ای در پی دارد. درستی و نادرستیِ کارها، همچون روشنیِ روز، برای همگان آشکار است.

نکته ادبی: واژه «فرداست» در این بیت به مفهومِ حتمی بودنِ عاقبتِ اعمال است که در زمانِ آینده نمود پیدا می‌کند.

در مذهب عاشقی خیانت نه رواست من راست روم تو کژ روی ناید راست

در شیوه‌ی عشق‌ورزی، پیمان‌شکنی و خیانت جایز نیست. من در مسیر صداقت و راستی گام برمی‌دارم، اما تو راه کج و انحراف را در پیش گرفته‌ای؛ با چنین تضادی در مسیر، پیوند میان ما به سامان نمی‌رسد.

نکته ادبی: واژه «مذهب» در اینجا به معنای طریقت و آیین شخصی است و «کژ» در تقابل با «راست»، نماد انحراف از مسیر حق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو روز روشن

تشبیه نیکی و بدی به روزِ روشن برای تأکید بر آشکار بودنِ پیامدِ اعمال.

تضاد راست و کژ

به‌کارگیری دو واژه متضاد برای نشان دادنِ اختلافِ مسیر و نگرشِ میانِ دو شخص.

استعاره مذهب عاشقی

اشاره به مجموعه قواعد و اصولی که یک عاشق باید در مسیر عشق رعایت کند.