دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۹۰

مولوی
ای دل تو و درد او که درمان اینست غم میخور و دم مزن که فرمان اینست
گر پای بر آرزو نهادی یکچند کشتی سگ نفس را و قربان اینست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر مسیر کمال روحانی و تهذیب نفس تأکید دارند. شاعر معتقد است که رهایی و رستگاری در گرو پذیرش درد عشق الهی و سرکوب امیال دنیوی است. در این دیدگاه، درد نه یک رنج بیهوده، بلکه دارویی شفابخش برای جانِ دردمند عاشق است که او را به سوی کمال هدایت می‌کند.

همچنین فضای کلی حاکم بر این سخن، سکوت و تسلیم در برابر اراده‌ی حق و مبارزه با نفس اماره است. شاعر از مخاطب می‌خواهد که برای رسیدن به مقام قرب الهی، از لذت‌های زودگذر دست بکشد و با کشتن نفس حیوانی (سگ نفس)، خود را برای رسیدن به حقیقت آماده سازد.

معنای روان

ای دل تو و درد او که درمان اینست غم میخور و دم مزن که فرمان اینست

ای دل، تو باید با درد عشق الهی همراه شوی، چرا که همین دردِ عشق در حقیقت همان درمانِ دردهای توست. در این مسیر صبور باش و شکایت مکن، چرا که دستور و راه رسیدن به مقصود همین است.

نکته ادبی: درد و درمان در این بیت نوعی تضاد و پارادوکس است که بر جنبه‌ی عرفانی رنج تأکید دارد. «دم مزن» کنایه‌ای از سکوت و عدم اعتراض است.

گر پای بر آرزو نهادی یکچند کشتی سگ نفس را و قربان اینست

اگر توانستی مدتی بر سر راهِ خواهش‌ها و آرزوهای نفسانی خود بایستی و آن‌ها را زیر پا بگذاری، در واقع نفسِ حریص خود را که مانند سگی است، از میان برده‌ای و این همان قربانیِ حقیقی و پذیرفته شده درگاه حق است.

نکته ادبی: «سگ نفس» استعاره‌ای مشهور در عرفان برای نفس اماره است که به دلیل طبع سیری‌ناپذیرش به سگ تشبیه شده است. «پای بر آرزو نهادن» کنایه از نادیده گرفتن هوس‌ها و خویشتن‌داری است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (تناقض) درد او که درمان اینست

به ظاهر درد و درمان متضاد هستند، اما شاعر آن را برای تبیین حقیقت عرفانی مبنی بر اینکه رنج کشیدن در راه دوست، خود موجب شفا و سلامت روح است، به کار برده است.

استعاره سگ نفس

تشبیه نفس اماره و هوس‌های حیوانی به سگ به دلیل خوی درندگی، سیری‌ناپذیری و پستی آن.

کنایه دم مزن

کنایه از سکوت کردن، صبر پیشه کردن و عدم شکایت در برابر مشیت و تقدیر الهی.