دیوان شمس - رباعیات

مولوی

رباعی شمارهٔ ۱۸۳

مولوی
ای جان خبرت هست که جانان تو کیست وی دل خبرت هست که مهمان تو کیست
ای تن که بهر حیله رهی میجوئی او میکشدت ببین که جویان تو کیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی عتاب‌آمیز و در عین حال مشفقانه، آدمی را به خودشناسیِ عرفانی فرامی‌خواند. شاعر با خطاب قرار دادنِ اجزای وجود انسان یعنی جان، دل و تن، او را از غفلتِ نسبت به حضورِ پروردگار و معشوقِ ازلی برحذر می‌دارد.

درونمایه اصلی این ابیات بر این حقیقت استوار است که انسان به جای جست‌وجویِ بیهوده و حیله‌گری برای رسیدن به مقاصد خود، باید دریابد که این حقیقتِ برتر است که از پیش، طالب و جویایِ اوست و او را به سوی خود می‌کشاند.

معنای روان

ای جان خبرت هست که جانان تو کیست وی دل خبرت هست که مهمان تو کیست

ای جان و ای دل، آیا آگاهی که معشوق حقیقی تو کیست و آیا می‌دانی آن مهمانی که در عمق وجود تو جای گرفته، چه کسی است؟

نکته ادبی: استفاده از جناس اشتقاق میان جان و جانان که بر پیوند ذاتی عاشق و معشوق دلالت دارد.

ای تن که بهر حیله رهی میجوئی او میکشدت ببین که جویان تو کیست

ای تن که همواره با حیله و مکر به دنبال یافتن راهی برای رسیدن به اهداف خود هستی، بدان که این خداوند است که تو را به سوی خود می‌کشاند؛ بنگر و دریاب که چه کسی حقیقتاً در پی توست.

نکته ادبی: فعل میکشدت استعاره از جذب و کششِ معنوی است که سالک را بدون اراده و اختیارِ شخصی به سوی مقصود سوق می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری خبرت هست که...

پرسش‌هایی که نه برای دانستن، بلکه برای یادآوری و تذکر به مخاطب مطرح شده‌اند.

جناس اشتقاق جان و جانان

هم‌ریشگی واژگان که بر پیوندِ درونی جان و محبوب دلالت دارد.

تشخیص ای جان / ای دل / ای تن

نسبت دادن ویژگی‌های انسانی و مخاطب قرار دادنِ اجزای وجود برای تأثیرگذاری بیشتر.